زنده‌یاد ناصر شهوازیان

زنده‌یاد ناصر شهوازیان

بنیانگذار گروه نیک یزد
cake 1320 location_on یزد

ناصر شهوازیان، کارآفرین و فعال باسابقه صنعت و تولید، فعالیت حرفه‌ای خود را با تولید فرش دستباف آغاز کرد و در سال ۱۳۵۰ با ورود به صنعت نساجی و تولید نخ فرش دستباف، مسیر خود را به سمت تولید صنعتی گسترش داد. او از سال ۱۳۷۶ با ورود به حوزه‌هایی همچون صنعت پلیمر، فعالیت‌های خود را در صنایع مختلف توسعه داد و این مسیر طی چند دهه به شکل‌گیری گروه نیک، با بیش از ده واحد تولیدی، انجامید. تجربه او در توسعه کسب‌وکار و ورود به حوزه‌های متنوع صنعتی، بخشی از مسیر چند دهه فعالیت او در عرصه تولید و کارآفرینی است. مسیری که بر توسعه مستمر، تجربه‌اندوزی و گسترش فعالیت‌های صنعتی استوار بوده و نگاه او به آینده تولید و کسب‌وکار را شکل داده است.

گذشته را بشناس؛ آینده را خودت بساز.

دوست جوانم، سلام...

سال‌هاست وقتی به رفتار نسل شما نگاه می‌کنم، یک سؤال در ذهنم می‌چرخد: آیا واقعاً شما بی‌حوصله‌تر، عجول‌تر و متفاوت‌تر از ما شده‌اید، یا فقط دنیایی که در آن زندگی می‌کنید، شما را به شکل دیگری تربیت کرده است؟
هرچه بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که مشکل از تفاوت نسل‌ها نیست؛ مشکل این است که گاهی رفتار یکدیگر را می‌بینیم، اما دلیلش را درک نمی‌کنم.
من هم بارها از خودم پرسیده‌ام چرا جوان‌ها حرف من را نمی‌پذیرند یا تجربه‌ای را که سال‌ها برایش وقت گذاشته‌ام، به‌سادگی کنار می‌گذارند. اما وقتی از خودتان پرسیده‌ام «چرا؟»، فهمیده‌ام مسئله آن‌قدرها که از بیرون به نظر می‌رسد ساده نیست.
یک بار با جوانی صحبت می‌کردم. در پاسخ به یکی از استدلال‌های من گفت: «شاید تجربه شما مربوط به بازار دیگری بوده، نه این بازار». جمله کوتاهی بود، اما برایم درس بزرگی داشت. فهمیدم تجربه، هرچقدر ارزشمند باشد، اگر متعلق به شرایط دیگری باشد، لزوماً پاسخ سؤال‌های امروز نیست. شاید ما هم باید گاهی به‌جای معلم بودن، شاگردی کنیم.
شما در دنیایی بزرگ شده‌اید که انتخاب‌های بیشتری پیش‌رویتان قرار دارد. اطلاعات بسیار بیشتری در دسترس‌تان است و می‌توانید درباره هر موضوعی جست‌وجو کنید. استقلال برایتان مهم‌تر شده و دیگر لزوماً نمی‌خواهید همان مسیر پیشینیان را بروید. می‌خواهید درباره زندگی خودتان تصمیم بگیرید و انتظار دارید این انتخاب‌ها پذیرفته شود.
نسل شما گاهی فکر می‌کند تجربه‌ی سال‌های گذشته پاسخ مناسبی برای شرایط امروز نیست. اما تجربه‌ی نسل‌های قبل هم حاصل سال‌ها مشاهده، اشتباه و زندگی‌کردن است.
گاهی اختلاف ما از جایی شروع می‌شود که رفتار شما را با معیارهای آشنای خودمان می‌سنجیم. مثلاً ممکن است توصیه‌ای کنم و جوان نپذیرد و من این «نه» را مخالفت یا سرکشی بدانم؛ در حالی که شاید او فقط می‌خواهد خودش درباره تصمیمش فکر کند.
کودکی را تصور کنید که سال گذشته معلمی‌داشته و امسال دیگر شاگرد او نیست. اگر آن معلم را در خیابان ببیند و سلام نکند، ممکن است مادرش این رفتار را بی‌احترامی‌بداند. اما وقتی از خود کودک بپرسید، شاید بگوید: «او معلم سال گذشته‌ی من بود.»
مسئله این است که پیش از قضاوت، باید بفهمیم در ذهن او چه گذشته است.
امروز جوان می‌تواند درباره موضوعات مختلف جست‌وجو کند. ابزارهایی مثل هوش مصنوعی هم می‌توانند در یادگیری و رسیدن به راه‌حل کمک کنند.اما نکته مهم اینجاست که این ابزارها نباید جای فکر کردن شما را بگیرند؛ قرار است در کنار توانایی‌های شما باشند و آن‌ها را قدرتمندتر کنند.
در عین حال، فکر می‌کنم شما هم گاهی بخشی از نگاه نسل ما را نمی‌بینید. پشت بسیاری از حرف‌های بزرگ‌ترها، محبت و نگرانی برای آینده‌ی شماست.
نسل ما بیشتر با نگاه به آینده تصمیم می‌گرفت و برای رسیدن به نتیجه، مدت بیشتری صبر می‌کرد. نسل امروز بیشتر به زمان حال توجه دارد. وقتی آینده قابل پیش‌بینی نباشد، طبیعی است که جوان نتواند مثل نسل‌های قبل برای سال‌های دور برنامه‌ریزی کند.
مولانا می‌گوید:
«آنچ بیند آن جوان در آینه پیر اندر خشت می‌بیند همه»
جوان آنچه پیش رو دارد می‌بیند و پیر، پیامدهایی را که پشت بسیاری از تصمیم‌ها دیده است. کنار هم قرار گرفتن این دو نگاه می‌تواند نتیجه‌ی بهتری بسازد.
یکی دیگر از ویژگی‌های نسل شما که برایم جالب است، جسارت است. جوان امروز راحت‌تر خودش را مطرح می‌کند و برای رسیدن به خواسته‌اش اقدام می‌کند. این ویژگی، اگر با دانش همراه شود، ارزشمند است.
اگر بخواهم به هم‌نسلان خودم توصیه‌ای داشته باشم، می‌گویم هنگام صحبت با جوان‌ها، محبت و صبوری را فراموش نکنید. سعدی می‌گوید:
«به شیرین‌زبانی و لطف و خوشی توانی که پیلی به مویی کشی»
نحوه‌ی صحبت گاهی به‌اندازه‌ی خود حرف اهمیت دارد. اگر قرار است تجربه‌ای منتقل کنیم، باید فرصت فکر کردن را هم به طرف مقابل بدهیم.
برای ساختن یک رابطه‌ی بهتر میان نسل‌ها، این اصل را از همه مهم‌تر می‌دانم: احترام متقابل. نه نسل ما باید انتظار داشته باشد نسل جدید دقیقاً مثل ما فکر کند، نه جوان امروز باید فکر کند هرچه از گذشته آمده بی‌فایده است. تفاوت طبیعی است و اگر با احترام همراه باشد،می‌تواند زمینه‌ی یادگیری دو طرف باشد.
چیزی که دوست دارم نسل شما از ما یاد بگیرد، تلاش مستمر و ابتکار است. یک روز روزنامه‌فروشی را دیدم که با رقیبی مواجه شده بود. رقیب زودتر به قسمت‌های مختلف خیابان می‌رسید و روزنامه‌ی بیشتری می‌فروخت. آن جوان به‌جای تلاش بیشتر، به روش کارش فکر کرد. تصمیم گرفت روزنامه‌ها را ابتدا پخش کند و در مسیر برگشت پولشان را بگیرد. با همین تغییر ساده، از رقیب جلو افتاد.
این داستان یک نکته‌ی مهم برایم داشت: موفقیت همیشه فقط به کار بیشتر وابسته نیست، گاهی باید روش انجام کار را تغییر داد. تلاش لازم است، اما ابتکار می‌تواند آن را مؤثرتر کند.
اگر بخواهم چیزی از نسل خودمان برایتان به یادگار بگذارم، بیش از هر چیز صداقت، امانت‌داری و مسئولیت‌پذیری است و این سه ویژگی‌ای که در نهایت چیز باارزشی می‌سازند: اعتبار!
برای نسل ما، در بسیاری از روابط، اعتماد به اعتبار شخص وابسته بود. اگر کسی به خوش‌قولی و درستکاری شناخته می‌شد، اعتبارش پشتوانه‌ی روابط و معاملات بود. اعتبار، حاصل رفتار انسان در طول سال‌هاست و از بین رفتنش بسیار سریع‌تر از ساخته‌شدنش اتفاق می‌افتد.
هر نسلی باید ارزش‌های زمان خود را تشخیص دهد و آن‌ها راحفظ کند و روش‌هایی را که دیگر با زمانه‌اش تناسب ندارند، تغییر دهد.
و اگر بخواهم یک توصیه به شما جوانان امروز و فردا داشته باشم، می‌گویم همراه با علم و دانش حرکت کن. دانش امروز با سرعت زیادی تغییر می‌کند و کسی که می‌خواهد در آینده جایگاه مناسبی داشته باشد، نمی‌تواند از یادگیری فاصله بگیرد. مطالعه کن، بیاموز و خودت را با دانش جدید هماهنگ نگه دار.
اگر بپرسند آیا دوست داشتم امروز یک جوان هجده‌ساله باشم، پاسخم این است که جوانی خودم را ترجیح می‌دهم. از آن دوره خاطره‌ی خوبی دارم. ثبات اقتصادی بیشتری احساس می‌کردم و نسبت به آینده امید بیشتری وجود داشت. ما احساس می‌کردیم مسیر پیشرفت قابل مشاهده است و می‌توانیم انتظار داشته باشیم فردا از امروز بهتر باشد.
البته شما امروز امکاناتی دارید که در جوانی ما نبود. اگر امروز دوباره هجده‌ساله بودم، مسیر علم و تحصیل را جدی‌تر دنبال می‌کردم و حتی به خودم توصیه می‌کردم برای ادامه‌ی تحصیل مهاجرت کنم و از فرصت‌های علمی‌کشورهای دیگر هم استفاده کنم. در هجده‌سالگی تصور می‌کنیم فرصت زیاد است، اما بعضی فرصت‌ها اگر به‌موقع استفاده نشوند، تکرار نمی‌شوند.
شاید مهم‌ترین چیزی که می‌توانیم از یکدیگر یاد بگیریم همین باشد: شما سرعت و نگاه را به این رابطه می‌آورید و ما تجربه و حافظه‌ی راه‌هایی را که پشت سر گذاشته‌ایم. هیچ‌کدام به‌تنهایی برای ساختن آینده کافی نیستیم.
در نهایت، فکر می‌کنم هر نسلی مسیر خودش را دارد. مهم نیست نسل جدید شبیه نسل ما باشد؛ مهم این است که بتواند از آنچه پیش از خودش بوده درست استفاده کند، چیزهای ارزشمندش را نگه دارد و با دانش و شرایط زمان خودش، مسیر تازه‌ای بسازد.
آینده را شما خواهید ساخت، اما آنچه از گذشته می‌آموزید، می‌تواند کیفیت این ساختن را تغییر دهد.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این نامه ثبت نشده است.
نام زنده‌یاد ناصر شهوازیان
سمت بنیانگذار گروه نیک یزد
تولد 1320
محل تولد یزد

نسخه صوتی نامه

00:00
00:00 download
خرید کتاب