با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
علیاصغر کیهانی، بنیانگذار ایران فریمکو و از پیشگامان صنعت نوین بتن ایران، با بیش از پنج دهه فعالیت مؤثر، نقش مهمیدر توسعه فناوری بتن، استانداردسازی مصالح ساختمانی و صنعتیسازی ساختوساز کشور ایفا کرده است. وی با تأسیس مجموعه ایران فریمکو، راهاندازی مراکز آموزشی و پژوهشی تخصصی و تربیت نسلهای متعدد از متخصصان این حوزه، به عنوان پدر صنعت نوین بتن ایران شناخته میشود و از چهرههای ماندگار صنعت ساختمان و مهندسی کشور به شمار میآید.
سلام به نسل فردای ایران.
اگر این نامه را میخوانی، شاید مثل خیلی از جوانها، این سؤال در ذهنت باشد که "کسی که این حرفها را میزند، خودش چه مسیری را آمده است؟"
حق داری بدانی.
این نوشتهها از زبان کسی نیست که فقط کتاب خوانده یا پشت تریبون درباره موفقیت حرف زده باشد. از زبان کسی است که از نوجوانی کار را از پایینترین پلهها آغاز کرده و طعم شاگردی، سختی، مسئولیت، اشتباه، شکست و دوباره برخاستن را با تمام وجود تجربه کرده است.
من، علیاصغر کیهانی، هیچوقت موفقیت را نتیجه شانس یا رابطه ندانستهام. آنچه امروز دارم، حاصل سالها ماندن، یاد گرفتن، زمین خوردن و دوباره ایستادن است. اگر چیزی از این مسیر آموخته باشم، این است که قبل از سرمایه، قبل از تخصص و حتی قبل از هوش، این شخصیت انسان است که آینده او را میسازد.
سالهای زیادی در حوزه تولید، کارآفرینی و آموزش فعالیت کردهام و با نسلهای مختلف از جوانان هممسیر بودهام. هر بار که کنارشان نشستهام، بیشتر به یک حقیقت رسیدهام؛ بیشتر آنها استعداد دارند، انگیزه هم دارند، اما خیلی وقتها نقشه راه ندارند در واقع کسی نبوده که تجربهاش را بیواسطه با آنها قسمت کند.
من هم نمیخواهم معلم زندگی باشم. فقط میخواهم تجربه کسی را برایت تعریف کنم که این مسیر را رفته است. کسی که هنوز هم هر روز در حال یاد گرفتن است.
در خانه، پیش از هر عنوانی، من یک پدرم. همیشه باور داشتهام اگر حرفی در خانواده قابل اجرا نباشد، گفتنش برای جامعه هم ارزشی ندارد. اگر امروز اطرافیانم به من اعتماد دارند، نه به خاطر جایگاه یا عنوان، بلکه به خاطر چهار اصلی است که سالها تلاش کردهام به آنها پایبند بمانم: ادب، صداقت، گذشت و مسئولیتپذیری.
و حالا میخواهم درباره همین چهار اصل با تو حرف بزنم؛ نه از بالا، بلکه کنار تو.
تو جوانی هستی که در ابتدای راه ایستادهای.
جوانی فقط یک عدد روی شناسنامه نیست. فرصتی است که خیلی زود از کنار آدم عبور میکند.
سالها بعد، وقتی به گذشته نگاه کنی، احتمالاً حسرت پول کمتر از حسرت فرصتهایی خواهد بود که میتوانستی بهتر از آنها استفاده کنی.
خیلیها فکر میکنند موفقیت از جایی شروع میشود که همه چیز آماده باشد؛ سرمایه، موقعیت، رابطه یا امکانات.
اما تجربه زندگی چیز دیگری به من یاد داده است.
موفقیت معمولاً از همان جایی شروع میشود که خیلیها حاضر به انجامش نیستند. از شاگردی، از کارهای ساده، از مسئولیتهایی که شاید هیچکس آنها را نبیند.
هیچ کاری کوچک نیست. این نگاه ماست که کار را کوچک یا بزرگ میکند. کسی که امروز کار سادهای را با دقت انجام میدهد، فردا میتواند مسئولیتهای بزرگ را هم درست به سرانجام برساند.
اکنون برگردیم به همان چهار اصلی که گفتم:
اصل اول؛ ادب
ادب فقط سلام کردن یا مؤدبانه حرف زدن نیست.
ادب یعنی بدانی چه موقع حرف بزنی، چه موقع سکوت کنی و حتی وقتی حق با توست، حرمت دیگران را نگه داری.
شاید انسان مؤدب دیرتر دیده شود، اما وقتی دیده شد، اعتماد دیگران را هم با خودش میآورد.
در زندگی، آدمهای باهوش زیادند. آدمهای پرادعا هم کم نیستند. اما ادب چیزی است که آرام و بیصدا درهایی را باز میکند که گاهی سالها با زور باز نمیشوند.
اگر شاگردی، با ادب شاگردی کن و اگر روزی مدیر شدی، همان ادب را حفظ کن. چون شخصیت انسان، از رفتارهای کوچک ساخته میشود.
اصل دوم؛ صداقت
راست گفتن همیشه آسان نیستی.
گاهی هزینه دارد، گاهی حتی ضررهای کوتاهمدت.
اما دروغ همیشه هزینههای سنگینتری دارد، فقط دیرتر خودش را نشان میدهد.
آدم صادق نقش بازی نمیکند. آرامش دارد، چون چیزی برای پنهان کردن ندارد.
اعتماد، بزرگترین سرمایه زندگی است. نه با حرف ساخته میشود، نه با تبلیغ؛ تنها با صداقت ساخته میشود و اگر از بین برود، به سختی برمیگردد.
در کار، در دوستی و در خانواده، صداقت همان ستونی است که شاید دیده نشود، اما اگر نباشد، هیچ بنایی دوام نمیآورد.
اصل سوم؛ گذشت
گذشت نشانه ضعف نیست.
اتفاقاً یکی از نشانههای قدرت است.
آدمیکه میتواند از بعضی حقهایش بگذرد، یعنی آنقدر به خودش اطمینان دارد که لازم نیست در هر بحث و هر دعوایی برنده باشد.
زندگی همیشه مطابق میل ما پیش نمیرود. آدمها اشتباه میکنند، همانطور که خود ما هم اشتباه میکنیم.
اگر قرار باشد با هر اشتباه، پلی را خراب کنیم، خیلی زود خودمان تنها میمانیم.
گذشت یعنی اجازه ندهی یک اتفاق تلخ، آیندهات را گروگان بگیرد.
بعضی جنگها را نباید برد؛ باید اصلاً واردشان نشد.
اصل چهارم؛ مسئولیتپذیری
بزرگ شدن، به سن نیست.
به مسئولیتی است که میپذیری.
از جایی که بهانهها تمام میشود، زندگی واقعی آغاز میشود.
آدم مسئول منتظر شرایط ایدهآل نمیماند. با همان امکاناتی که دارد، بهترین کاری را که میتواند انجام میدهد.
اگر اشتباه کرد، مسئولیتش را میپذیرد؛ نه اینکه تقصیر را گردن دیگران، جامعه یا شانس بیندازد.
دنیا به آدمهایی اعتماد میکند که پشت تصمیمها و کارهایشان میایستند، چه وقتی موفق میشوند و چه وقتی شکست میخورند.
همیشه دیدهام کسانی که کارهای کوچک را جدی گرفتهاند، بعدها شایسته مسئولیتهای بزرگ شدهاند.
دوست جوانم...
شاید راه درست، کوتاهترین راه نباشد؛ اما مطمئنترین راه است.
ادب، صداقت، گذشت و مسئولیتپذیری، شعارهای اخلاقی نیستند، بلکه ابزارهایی هستند که کیفیت زندگی انسان را میسازند.
دوران جوانی میگذرد، اما تصمیمهایی که امروز میگیری، سالها بعد کنار تو خواهند ماند.
اگر روزی از من بپرسند مهمترین سرمایه یک انسان چیست، از ثروت و شهرت حرف نمیزنم. میگویم: شخصیتی که هیچ طوفانی نتواند آن را از او بگیرد.
برای ساختن آینده، پیش از هر چیز، خودت را بساز. وقتی انسان درونت محکم شد، ساختن هر چیز دیگری ممکن خواهد بود.