با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
محسن معتمدی کارآفرین و مدیر صنعت نوشیدنی است. وی سهامدار، رئیس هیئتمدیره و قائممقام مدیرعامل شرکت والا تجارت هفت آسمان و از بنیانگذاران توسعه برند پالادیوم در حوزه نوشیدنیهای لوکس است. او با پیشینه کارشناسی ارشد فیزیک و سالها تجربه در مدیریت کنترل کیفیت، تولید و توسعه محصولات دانشبنیان، نقش مؤثری در ارتقای کیفیت، نوآوری و توسعه صنایع تولیدی کشور ایفا کرده است.
نسل آینده ایران؛ سلام...
سلام به شما؛ به همه دختران و پسرانی که قرار است فردای این سرزمین را بسازید.
وقتی تصمیم گرفتم برای شما نامهای بنویسم، ابتدا خواستم از کارآفرینی، کسبوکار، موفقیت و مسیر پرپیچوخم رسیدن به اهدافم بگویم. اما هرچه بیشتر فکر کردم، دیدم اساتید و بزرگان بسیاری هستند که در این حوزه از من باتجربهترند و میتوانند بهتر از اصول مدیریت، اقتصاد و ساختن یک کسبوکار موفق سخن بگویند. بنابراین تصمیم گرفتم به جای آن، از زندگی بنویسم. از روزگاری که نسل ما در آن بزرگ شد و از تجربههایی که شاید بتواند چراغ راه شما باشد.
من از نسلی با شما سخن میگویم که در میانه جنگ ایران و عراق متولد شد. روزهایی که صدای آژیر خطر، بخشی از خاطرات کودکیمان بود. نه خبری از اینترنت بود، نه تلفن همراه و نه شبکههای اجتماعی. ارتباط آدمها با نامه بود یا با تلفنی که گاهی تنها در خانه یکی از همسایهها پیدا میشد و یک کوچه برای استفاده از آن صف میکشید. هنوز هم بعضی شبها را به یاد میآورم که با صدای انفجار و آژیر، همه با اضطراب به زیرپله خانه میرفتیم. جایی که تصور میکردیم شاید امنترین نقطه دنیا باشد. آن روزها ترس را تجربه کردیم، اما در کنار آن، کنار هم بودن، همدلی و قدر لحظههای آرامش را نیز آموختیم.
سالها گذشت و جنگ تمام شد، اما چالشها شکل دیگری به خود گرفتند. نسل ما در میان تغییرات پیدرپی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رشد کرد. هر چند سال سیاستها عوض میشد، برنامهها تغییر میکرد و ما گاهی احساس میکردیم بخشی از آزمون و خطای روزگار شدهایم. فشارهای اقتصادی، تورم و نگرانی از آینده، سالها مهمان خانههای مردم بود و کمکم آنقدر جا خوش کرد که گویی صاحبخانه شده است. درست زمانی که فکر میکردیم شاید روزهای آرامتری در پیش باشد، همهگیری کرونا از راه رسید و جان میلیونها انسان را در سراسر جهان گرفت. هنوز زخم آن روزها تازه بود که سایه بحرانهای تازه بر زندگی مردم افتاد و بار دیگر فهمیدیم که آرامش، نعمتی است که نباید آن را بدیهی بدانیم.
در تمام این سالها، هر صبح با امید از خواب بیدار شدیم و هر شب با آرزوی فردایی بهتر چشم بر هم گذاشتیم. زندگی به ما یاد داد که گاهی بزرگترین پیروزی، فقط ادامه دادن است. نسل ما آموخت که حتی اگر همهچیز بر خلاف میلش پیش برود، باز هم میتواند برخیزد، دوباره شروع کند و امید را از دست ندهد.
همنسلان من یاد گرفتند در دل بحران زندگی کنند. یاد گرفتند زیر فشار، خم شوند اما نشکنند. فهمیدند که مهمترین نیرویی که میتواند آنها را از سختترین روزها عبور دهد، پیش از هر چیز در درون خودشان است. نه دوستان همیشه میتوانند همه مشکلات را حل کنند، نه دولتها، نه کشورهای دیگر و نه هیچ قدرت بیرونی. نخستین کسی که باید به او اعتماد کنی، همان انسانی است که هر صبح در آینه او را میبینی.
اما اجازه بدهید یک حقیقت دیگر را هم با شما در میان بگذارم؛ در دل تمام این سختیها، ما یک مهارت ارزشمند به دست آوردیم. یاد گرفتیم که امید، یک اتفاق نیست، یک انتخاب است. امید یعنی صبحی که با وجود همه نگرانیها از خواب بیدار میشوی و باز هم تصمیم میگیری ادامه بدهی. یعنی وقتی کسبوکارت با مشکل روبهرو میشود، به جای تسلیم شدن، دوباره فکر میکنی، دوباره میسازی و دوباره از نو آغاز میکنی. زندگی به ما یاد داد که هیچ شرایطی همیشگی نیست. نه روزهای سخت ماندگارند و نه روزهای خوب. آنچه سرنوشت انسان را میسازد، توانایی برخاستن پس از هر زمین خوردن است. اگر امروز هنوز ایستادهایم، نه به این دلیل که هیچگاه شکست نخوردهایم، بلکه به این دلیل که هر بار، شجاعت برخاستن را پیدا کردهایم. این بزرگترین هدیهای است که نسل ما میتواند به شما بدهد.
جنگیدیم، تلاش کردیم و گاهی آنقدر درگیر ساختن زندگی شدیم که یادمان رفت خودِ زندگی را زندگی کنیم. سفرها را به بعد موکول کردیم، دورهمیها را کمتر برگزار کردیم، خندههای بلند را با دغدغههای فردا عوض کردیم و بسیاری از آرزوهای کوچک را قربانی مسئولیتهای بزرگتر کردیم.
اما در میان تمام این شلوغیها، چیزی بود که هرگز اجازه نداد امید در دل ما خاموش شود و آن حضور انسانهایی بود که ارزش رفاقت را میدانستند. دوستانی از جنس الماس. آدمهایی که بدون چشمداشت، کنارمان ماندند، در روزهای سخت دستمان را گرفتند و با یک تماس، یک لبخند یا یک فنجان چای، حالمان را بهتر کردند. کسانی که به ما یادآوری کردند زندگی فقط کار کردن، جنگیدن و دوام آوردن نیست. گاهی باید ایستاد، نفس کشید، خندید و از بودن کنار عزیزان لذت برد. اگر امروز هنوز با امید از آینده حرف میزنم، بخشی از آن را مدیون همین آدمها هستم. انسانهایی که ثابت کردند سرمایه واقعی هر انسان، حساب بانکی او نیست، بلکه دلهایی است که در کنار خود دارد.
سالها تجربه به من آموخت که موفقیت، تنها رسیدن به یک جایگاه شغلی یا ساختن یک کسبوکار نیست. موفقیت یعنی شبها با وجدانی آسوده بخوابی، صبحها با اشتیاق از خواب بیدار شوی و بدانی که حضورت، هرچند کوچک، اثری مثبت بر زندگی دیگران گذاشته است. اگر در این سالها کاری کردهام که حتی یک نفر با امید بیشتری مسیرش را ادامه دهد، آن را ارزشمندتر از هر دستاورد مالی میدانم. دنیا بیش از آنکه به انسانهای ثروتمند نیاز داشته باشد، به انسانهای اثرگذار نیاز دارد.
اما من از شما نمیخواهم راه ما را تکرار کنید. اتفاقاً آرزو دارم راهی بهتر از ما بسازید. نسل شما قرار نیست فقط ادامهدهنده مسیر ما باشد. شما باید اشتباهات ما را کمتر تکرار کنید، تصمیمهای بزرگتر بگیرید و جهانی انسانیتر خلق کنید. اگر ما در روزگار کمبودها دوام آوردیم، شما در روزگار فرصتها باید بدرخشید. هر نسلی رسالتی دارد و رسالت شما، ساختن آیندهای است که در آن دانش، اخلاق، صلح و همدلی، ارزشمندتر از هر رقابت و منفعت کوتاهمدت باشد.
فراموش نکنید که فناوری، هوش مصنوعی و سرعت پیشرفت جهان، تنها ابزار هستند. این شما هستید که تصمیم میگیرید این ابزارها در خدمت انسان باشند یا انسان در خدمت آنها. هیچگاه فناوری جای مهربانی، صداقت، احترام و مسئولیتپذیری را نخواهد گرفت. جهان آینده، بیش از هر زمان دیگری به انسانهایی نیاز دارد که علاوه بر دانش، قلبی بزرگ نیز داشته باشند.
حالا نوبت شماست.
جهان به حضور شما نیاز دارد. به انرژی، هوشیاری، خلاقیت و جسارتی که شاید بسیار فراتر از نسل ما باشد. شما فرصتهایی در اختیار دارید که ما حتی رؤیایش را هم نمیدیدیم. از این فرصتها فقط برای موفقتر شدن استفاده نکنید، از آنها برای مفیدتر شدن استفاده کنید. هر جا که هستید، تلاش کنید اثری از خود به جا بگذارید که زندگی دیگران را اندکی بهتر کند. اگر توانستید امیدی را زنده کنید، دستی را بگیرید یا لبخندی بر لب انسانی بنشانید، بدانید که رسالت خود را انجام دادهاید.
پروانههای عشق، صلح، امید و مهربانی را از قلب خود به پرواز درآورید. هر روز با خودتان تکرار کنید که من برای ایفای نقشی ارزشمند در این جهان آفریده شدهام.نقشی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما میتواند سرنوشت انسانهای بسیاری را تغییر دهد. هیچ رؤیایی کوچک نیست، اگر برای رسیدن به آن با صداقت، پشتکار و عشق تلاش کنید.
من به نسل شما باور دارم. ایمان دارم که خواهید توانست مرزهای دانش، نوآوری و انسانیت را جابهجا کنید. تاریخ، آینده را با نام کسانی به یاد خواهد آورد که به جای ساختن دیوار، پل ساختند؛ به جای نفرت، امید کاشتند و به جای تسلیم شدن، برای بهتر شدن جهان ایستادگی کردند.
ما تمام تلاش خود را کردیم تا این سرزمین، با همه دشواریها، اندکی بهتر از دیروز باشد، شاید کامل نبودیم، شاید اشتباه هم کردیم، اما هرگز امیدمان را از دست ندادیم. اکنون این مشعل در دستان شماست. آن را با دانایی، شجاعت، عشق و مسئولیتپذیری روشن نگه دارید و به نسلهای پس از خود بسپارید.