با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
امیر ناهید بنیانگذار و صاحب امتیاز برند امیر شکلات، از کارآفرینان شناختهشده صنعت کافه و نوشیدنی ایران است. او با راهاندازی و توسعه یکی از بزرگترین زنجیرههای کافیشاپ کشور، نقش مؤثری در ترویج فرهنگ کافهنشینی، آموزش باریستاها و استانداردسازی خدمات این صنعت ایفا کرده است. امیر شکلات امروز با دهها شعبه فعال در سراسر ایران، به یکی از برندهای شناختهشده حوزه قهوه و شکلات تبدیل شده و آموزش نیروی انسانی و توسعه شبکه شعب، از مهمترین محورهای فعالیت این مجموعه است.
نسل فردای عزیز،
این نامه را نه از جایگاه کسی مینویسم که بخواهد شما را قضاوت کند و نه از جایگاه کسی که بخواهد نسخهای برای زندگیتان بپیچد. من از جایگاهی مینویسم که هر روز در آن زندگی میکنم. جایی بین شما، در دل یک کسبوکار واقعی، با بیش از 800 همکار که بخش بزرگی از آنها از نسل شما هستند.
در واقع من نسل شما را از بیرون نمیبینم، آن را زندگی میکنم.
من کارآفرینم. سالهاست در فضای واقعی کسبوکار ایستادهام. مجموعهای داریم با بیش از 80 شعبه و صدها نفر نیرو و حقیقت این است که بدون نسل شما این مجموعه امروز شکل فعلی خودش را نداشت. این را نه از سر تعارف میگویم و نه برای دلگرمی.این یک واقعیت روزمره است.
اما حالا اجازه بدهید یک موضوع را خیلی شفاف بگویم. اگر امروز درباره نسل فردا نقدی وجود دارد، قبل از شما به خود ما برمیگردد.
به نسل قبل از شما. ما پدرها و مادرها.
ما نسلی بودیم که سختی را زندگی و با تمام وجود آن را حس کردیم. نه در کتاب، نه در خاطره؛ در واقعیت. کمبود را دیدیم، فشار را لمس کردیم، بحران را تجربه کردیم. پس طبیعی بود که وقتی به ثبات رسیدیم، تصمیم بگیریم فرزندانمان آن مسیر سخت را تجربه نکنند.
نیت ما درست بود. میخواستیم شما راحتتر زندگی کنید. میخواستیم شما زخمهایی را که ما خوردیم، نخورید.
اما در این مسیر، ناخواسته از حد گذشتیم.
ما مسیر را صاف کرده و احتمال زمین خوردن را برای شما کم کردیم و در واقع اجازه ندادیم شما با واقعیت زندگی درگیر شوید.
و امروز، وقتی از صبر، تحمل یا ماندگاری در نسل شما حرف میزنیم، باید یک سؤال جدی از خودمان بپرسیم: آیا اصلاً فرصتی برای تمرین این مفاهیم به شما داده ایم؟
با این حال، اگر منصف باشیم، نسل شما فقط همان چیزی نیست که ما در نگاه اول میبینیم. در شما چیزهایی وجود دارد که اگر درست دیده و هدایت شود، میتواند آینده را تغییر دهد.
اول از همه: سرعت یادگیری.
شما سریع میفهمید، سریع تطبیق پیدا میکنید و با ابزارهای جدید راحتتر از ما کار میکنید. چیزی که برای ما پیچیده است، برای شما عین زندگی و طبیعی است.
دوم: جسارت در فکر کردن.
شما کمتر از نسل ما در چارچوبهای بسته گیر میکنید. سؤال میپرسید و چون صرفاً چیزی "همیشه همینطور بوده"، به راحتی شما را قانع نمیکند. این ویژگی، اگر درست مدیریت شود، یکی از موتورهای رشد هر جامعهای است.
سوم: نگاه متفاوت به کار و زندگی.
برای شما کار فقط یک مسیر خشک و خالی نیست. شما دنبال معنا هستید، دنبال تجربه کردن، دنبال این هستید که بفهمید چرا و به چه دلیلی کاری را انجام میدهید. شاید نسل ما کمتر این سؤال را میپرسید.
اما در کنار همه این ویژگیهای مثبت، یک موضوع را نمیتوانم نادیده بگیرم.
عجله.
من در زندگی کاریام یک چیز را بارها و بارها دیدهام: هیچ چیز مهمیدر زندگی سریع ساخته نمیشود.
نه برند.
نه اعتماد.
نه مهارت.
نه ثروت.
نه جایگاه.
من مسیر خودم را از نقطهای شروع کردم که هیچ شباهتی به امروز نداشت. از شاگردی شروع شد. از کارهای ساده. از اشتباههای زیاد. از روزهایی که هیچ تضمینی نبود که فردا بهتر از دیروز باشد و از آرزوی یک خواب راحت بعد از یک روز کاری سنگین.
اگر امروز چیزی ساخته شده، نتیجه زمان، تکرار، تجربه و مهمتر از همه صبر است.
اما شما در جهانی زندگی میکنید که همه چیز سریع شده است. سریع دیده شدن، سریع نتیجه گرفتن، سریع قضاوت شدن. طبیعی است که ذهن انسان هم بخواهد موفقیت را سریع تجربه کند. اما واقعیت بیرونی هنوز تغییر نکرده است و موفقیت همچنان زمان میخواهد.
از طرف دیگر، اگر بخواهم منصفانه نگاه کنم، نمیشود درباره نسل شما حرف زد و شرایط امروز را ندید.
من کاملاً میفهمم که امروز فشار اقتصادی با نسلهای قبل قابل مقایسه نیست. هزینهها بالا رفته، آینده برای خیلیها مبهم شده و یک جوان بیستساله وقتی به اطرافش نگاه میکند، گاهی احساس میکند هرچقدر هم تلاش کند، فاصلهاش با زندگی مطلوبش کم نمیشود.
این یک احساس واقعی است. اما خطر اینجاست که این فشار، تبدیل به بیباوری شود. فشار اقتصادی ممکن است مسیر را سخت کند، اما نباید امید را از بین ببرد. چون وقتی امید حذف شد، دیگر مسئله فقط سختی نیست؛ مسئله توقف است.
نگرانی دیگری هم دارم که نمیتوانم از آن به سادگی عبور کنم و آن وابستگی شما به لذتهای کوتاهمدت است.
من با احترام از شما میخواهم مراقب چیزهایی باشید که در لحظه سادهاند، اما در پیچیدهترین آسیبها را میسازند. بعضی انتخابها در ظاهر فقط یک تجربه، اما در واقع تغییر مسیر زندگیاند. هیچ لذت لحظهای ارزش از بین رفتن آینده را ندارد.
شما فقط یک فرد نیستید، شما یک سرمایه جمعی هستید. پشت هر کدام از شما یک خانواده، یک امید و یک تاریخ ایستاده است.
حالا اگر بخواهم همه این حرفها را در یک جمعبندی ساده بگویم، این است:
من شما را نسل مشکلدار نمیبینم.
من شما را نتیجه مسیری میبینم که مسیر اشتباهها و تصمیمهای ماست و اگر امروز قرار است آیندهای بهتر ساخته شود، این کار نه با جنگ نسلها، بلکه با کنار هم ایستادن ما و شما ممکن است.
نسل من باید بپذیرد که همه چیز را درست انجام نداده است و نسل شما باید بپذیرد که تجربه، هنوز هم ارزشمند است. اگر این دو کنار هم قرار بگیرند، فاصلهها کمتر میشود و آن وقت، به جای اینکه روبهروی هم بایستیم، کنار هم ایستادیه ایم.
من به نسل شما امیدوارم، چون هر روز واقعیت شما را در کار میبینم. در تصمیمها، در اشتباهها، در یادگیریها و در رشد . من باور دارم اگر مسیر درست باشد، شما میتوانید آیندهای بسازید که نسل ما فقط دربارهاش حرف زده است.