با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
سید حمیدرضا کشفی، رئیس هیئتمدیره شرکت مهندسی پارس کنسولت، قدیمیترین شرکت مهندسی مشاور آب و فاضلاب کشور (تأسیس ۱۳۴۱) است. وی از مدیران باسابقه این صنعت و مؤسس واحدهای تأمین مالی و جذب سرمایه بوده و بیشترین تسهیلات بینالمللی از بانک جهانی و بانک توسعه اسلامیرا اخذ کرده است. کشفی مبدع روشهای نوین مشارکت عمومی-خصوصی از جمله BOO، BOT و بیع متقابل در بخش آب کشور است. مدیرکل تجهیز منابع مالی و توسعه مشارکت، معاون نظارت بر بهرهبرداری و عضو اصلی هیئتمدیره شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور از جمله مسئولیتهای پیشین وی در وزارت نیرو بوده است.
فرزندان امروز و همکاران فردای این سرزمین، سلام...
این چند خط را برای شما مینویسم. برای نسلی که با سرعت، تغییر، اینترنت، شبکههای اجتماعی و جهانی پر از فرصت و ابهام بزرگ شده است. نسلی که زودتر از بسیاری از نسلهای قبل دیده، یاد گرفته، مقایسه شده و شاید زودتر هم خسته شده است. شما در آستانه ورود به بازاری هستید که دیگر شباهت زیادی به گذشته ندارد. نه مسیرهای پیشرفت آن مانند قبل است، نه تعریف امنیت شغلی و نه حتی شیوه همکاری کردن آدمها با یکدیگر.
با این همه، بعضی اصول هنوز ریشه در گذشته دارند؛ صداقت، مسئولیتپذیری، ادب، یادگیری و احترام به دیگران.
این نامه را از موضع نصیحت که نه، از موضع همراهی مینویسم. هر نسل زبان، دغدغه و تجربههای خودش را دارد. نسل ما هم اشتباه کرده، آزمون و خطا داشته و بسیاری از درسهایش را با هزینه آموخته است. اگر این نوشته بتواند چند پیچ از مسیر شما را روشنتر کند، به هدفش رسیده است.
اولین چیزی که دوست دارم با شما در میان بگذارم این است که کار را فقط به چشم درآمد نبینید، هرچند درآمد در زندگی اهمیت دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت. اما اگر کار برای شما فقط عددی باشد که آخر هر ماه به حسابتان واریز میشود، خیلی زود انگیزهتان را از دست میدهید. کار، فقط وسیله امرار معاش نیست، بلکه بخشی از شخصیت حرفهای شما را میسازد. در محیط کار، دیگران فقط مهارت یا مدرک شما را نمیبینند؛ منش، مسئولیتپذیری، پیگیری و کیفیت حضورتان را هم میسنجند.
در فرهنگ ما همیشه برای «نان حلال» ارزش قائل بودهاند. این عبارت فقط یک مفهوم اخلاقی نیست، یک اصل حرفهای است. یعنی مسئولیتی را که میپذیرید، با وجدان انجام دهید. یعنی اگر اشتباهیکردید، آن رابپذیرید و برای اصلاح آن قدم بردارید. در هر حرفهای که باشید، اگر دیگران بتوانند به شما اعتماد کنند، سرمایهای خواهید داشت که با هیچ عنوان شغلی قابل مقایسه نیست.
دومین نکته این است که میان اعتمادبهنفس و عجله تفاوت قائل شوید. نسل شما سریع یاد میگیرد، با فناوری عجین شده و از تغییر کمتر میترسد و این یک مزیت بزرگ است. اما بازار کار فقط جای آدمهای باهوش نیست؛ جای آدمهای قابل اعتماد و ماندگار هم هست و ماندگار شدن با صبر، استمرار و ساختنِ آرام به دست میآید، نه با عجله برای رسیدن به موفقیتهای زودگذر.
بسیاری از افراد، تنها به این دلیل که خودشان را با موفقیتهای ظاهری دیگران مقایسه میکنند، زود ناامید میشوند یا بیدلیل مسیرشان را تغییر میدهند. در حالی که رشد حرفهای واقعی، بیشتر شبیه ساختن یک بناست؛ آجر به آجر، تجربه به تجربه و رابطه به رابطه.
به نظرم یکی از مهمترین سرمایههای شما، آداب حرفهای است. چیزهایی که شاید ساده به نظر برسند، اما آینده شغلی شما را میسازند. وقتشناسی، پاسخگویی، خوشقولی، پیگیری، روشن صحبت کردن، احترام به دیگران و حفظ آرامش حتی هنگام اختلافنظر بخشی از آنها است. تجربه نشان داده است که فرصتهای بزرگ، بیشتر نصیب کسانی میشود که «قابل اتکا» هستند، نه فقط «بااستعداد».
همکار و دوست عزیز فردای من،
شما معمولاً دوست دارید در کارتان معنا، رشد، استقلال و حق انتخاب داشته باشید و این خواسته ارزشمندی است. اما در کنار آن باید هنر دیگری را نیز بیاموزید؛ هنر انطباق.
انطباق، به معنای تسلیم شدن یا از دست دادن هویت نیست؛ یعنی بدانید در چه محیطی قرار دارید، زبان مشترک آن محیط چیست و چگونه میتوانید بدون کنار گذاشتن ارزشهایتان، مؤثرتر عمل کنید.
در محیط کار، همه شبیه شما فکر نمیکنند. بعضیها باتجربه اما محافظهکارند، بعضی خلاق اما بینظم و بعضی دقیق اما کند. هنر حرفهای بودن این نیست که همه را شبیه خودتان کنید. هنر آن است که تفاوتها را بشناسید و در این راستا بهترین عملکرد را داشته باشید.
جامعه نیز همینگونه است. شما با سلیقهها، فرهنگها و نگرشهای متفاوت روبهرو خواهید شد. اگر یاد بگیرید ضمن حفظ اصول خود، با این تفاوتها همکاری کنید، هم آرامش هم اثرگذاری بیشتری خواهید داشت.
آدم حرفهای کسی نیست که فقط در شرایط دلخواهش خوب کار کند، کسی است که در شرایط واقعی، با آدمهای واقعی، کیفیت کار و اخلاقش را حفظ کند.
شما در کنار نسلهای مختلف کار خواهید کرد، از کسانی که سالها تجربه دارند تا همنسلان خودتان که ایدههای تازهای دارند. کسی موفقتر خواهد بود که میان تجربه و نوآوری پل بزند، نه آن که دیوار بسازد.
از تجربه نسلهای قبل بیاموزید، اما خلاقیت خودتان را نیز حفظ کنید. ابزارهای تازه را وارد کار کنید، اما احترام به تجربه را هم فراموش نکنید.
یاد گرفتن را به یک عادت تبدیل کنید. دنیایی که وارد آن میشوید، هر روز در حال تغییر است. مهارتهایی که امروز ارزشمندند، شاید چند سال دیگر کافی نباشند. بنابراین فقط یک مهارت یاد نگیرید، بلکه مهارتِ یاد گرفتن را در خودتان تقویت کنید.
هر ماه چیز تازهای بیاموزید، از بازخورد فرار نکنید و همیشه از خودتان بپرسید امروز نسبت به سال گذشته در چه چیزی بهتر شدهام.
در کنار مهارت فنی، مهارت گفتوگو را نیز جدی بگیرید. بسیاری از اختلافهای کاری نه از اصل مسئله، بلکه از سوءبرداشتها آغاز میشوند. شفاف صحبت کنید، سؤال بپرسید، خوب گوش بدهید و اگر چیزی را نمیدانید، از پرسیدن نترسید. مخالفت کردن را یاد بگیرید، اما محترمانه.
مرز میان عزتنفس و غرور را نیز فراموش نکنید. عزتنفس یعنی برای خودتان ارزش قائل باشید اما غرور یعنی تصور کنید که دیگر چیزی برای آموختن ندارید. طبیعی است که در آغاز مسیر حرفهای، طبیعی است که همهچیز را ندانید. آنچه اهمیت دارد، سرعت یاد گرفتن و کیفیت برخورد شما با اشتباههایتان است.
بازار کار هرقدر هم رقابتی باشد، ارزش آن را ندارد که برای جلو افتادن، انصاف و اخلاق را زیر پا بگذارید. موفقیتی که با بیاعتمادی یا آسیب زدن به دیگران به دست بیاید، دوام چندانی نخواهد داشت. در نهایت، این معرفت و خوشنامیاست که از انسان یک اعتبار ماندگار میسازد.
شما در دورهای وارد بازار کار میشوید که مرز میان زندگی شخصی و کار، باریکتر از همیشه شده است. تلفن همراه، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند بسیاری احساس کنند باید همیشه در دسترس باشند. اما اگر این مرز را مدیریت نکنید، آرامآرام فرسوده خواهید شد.
سختکوش باشید، اما خودتان را فراموش نکنید. مسئولیتپذیر باشید، اما برای آرامش، خانواده و سلامتتان نیز ارزش قائل شوید. پرکار بودن همیشه به معنای مؤثر بودن نیست.
از شروع کردنهای کوچک نترسید. اولین شغل قرار نیست آخرین مقصد شما باشد، بلکه قرار است اولین کلاس واقعی زندگی حرفهای باشد. هر تجربهای، اگر با دقت و یادگیری همراه باشد، سرمایهای برای آینده شما خواهد شد.
در پایان، فقط یک خواهش از شما دارم: فقط برای خودتان کار نکنید. سهمیهم برای بهتر شدن محیط اطرافتان در نظر بگیرید. کمک به یک همکار، انتقال تجربه، رعایت انصاف، حفظ احترام و درست انجام دادن حتی یک کار کوچک، پایههای اعتماد را میسازد و هیچ جامعهای بدون اعتماد، پیشرفت پایدار نخواهد داشت.
من به شما امید دارم؛ نه فقط چون جوانتر هستید، بلکه چون فرصت دارید خیلی چیزها را بهتر، حرفهایتر، انسانیتر و آگاهانهتر از ما بسازید.
اگر یاد بگیرید ریشه داشته باشید و در عین حال منعطف بمانید، اگر تخصص را با اخلاق، سرعت را با صبوری و موفقیت فردی را با مسئولیت اجتماعی همراه کنید، فقط شغل پیدا نخواهید کرد، جایگاهی خواهید ساخت که دیگران با احترام از آن یاد کنند.
و این، مهمترین موفقیت یک انسان حرفهای است.