هادی روحی

هادی روحی

نسل سوم و عضو هیات مدیره برند پشمک حاج عبدالله
cake 1365 location_on تبریز

هادی روحی، مخترع، پژوهشگر و کارآفرین و از نسل سوم «پشمک حاج عبدالله» است. او با ثبت چندین اختراع و کسب مدال‌ها و عناوین متعدد در مسابقات بین‌المللی اختراعات در سوئیس، مالزی، کانادا و آمریکا، از چهره‌های فعال حوزه نوآوری و اختراعات به شمار می‌رود. وی همچنین عضو فدراسیون جهانی مخترعین (IFIA) و سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) است و با انتشار مقالات علمی‌در کنفرانس‌های بین‌المللی، فعالیت‌های پژوهشی خود را نیز دنبال کرده است.

دنیا به مدرک نیاز ندارد؛ به توانایی حل مسئله تو نیاز دارد ...

دوستان من در نسل آینده، سلام...

اگر قرار باشد فقط یک جمله برای تو بنویسم، همان جمله‌ای است که سال‌ها کار کردن، تجربه کردن، شکست خوردن و دوباره از نو شروع کردن به من یاد داده است:دنیا امروز بیشتر از هر مدرکی، به توانایی تو برای حل مسئله نیاز دارد. شاید اگر این حرف را سی سال پیش می‌شنیدی، چندان منطقی به نظر نمی‌رسید. زمانی که نسل ما وارد بازار کار شد، مدرک تحصیلی یک مزیت بزرگ بود؛ وقتی مهم‌ترین شرط استخدام و نشانه موفقیت محسوب می‌شد. اما امروز دنیا با سرعتی تغییر می‌کند که دیگر نمی‌شود با نسخه دیروز در آن زندگی کرد. هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال، فناوری و مدل‌های جدید کسب‌وکار، قواعد بازی را عوض کرده‌اند. اگر بخواهی با همان ذهنیتی وارد بازار شوی که نسل ما وارد شد، احتمالاً خیلی زود متوجه می‌شوی زمین بازی دیگر همان زمین سابق نیست. به همین دلیل، بزرگ‌ترین سرمایه تو نه پول است و نه حتی استعداد ذاتی؛ مهم‌ترین سرمایه‌ات این است که بتوانی یاد بگیری، بعضی چیزها را کنار بگذاری و دوباره یاد بگیری. آینده متعلق به کسانی نیست که فکر می‌کنند همه پاسخ‌ها را می‌دانند؛ بلکه از آن کسانی است که هر روز برای یاد گرفتن آماده‌اند.
در کنار این، چیزی هست که هیچ‌وقت از ارزشش کم نمی‌شود: اخلاق. شاید این واژه برای نسل تو قدیمی‌به نظر برسد، اما اگر سال‌ها در بازار کار باشی، می‌بینی که اعتماد، مسئولیت‌پذیری و انصاف، از هر مهارتی ماندگارترند. اخلاق فقط راست گفتن نیست؛ اخلاق یعنی وقتی هیچ‌کس تو را نمی‌بیند، همان کاری را انجام بدهی که اگر همه نگاهت می‌کردند، باز هم همان را انجام می‌دادی. یعنی اگر قولی دادی، پای آن بایستی؛ اگر مسئولیتی پذیرفتی، به گردن دیگران نیندازی؛ و اگر اشتباهی کردی، شجاعت پذیرفتنش را داشته باشی. توسعه هر جامعه‌ای قبل از آنکه از کارخانه، سرمایه یا فناوری شروع شود، از همین فرهنگ آغاز می‌شود.
نسل ما بیشتر فرمان‌پذیر بود. اگر پدر، معلم یا مدیر می‌گفت این کار را انجام بده، کمتر سؤال می‌پرسیدیم. اما نسل تو، نسل پرسیدن است. نسلی که می‌خواهد دلیل هر چیز را بداند و تا خودش قانع نشود، به‌راحتی چیزی را نمی‌پذیرد. خیلی‌ها این را نقطه‌ضعف می‌دانند، اما من نه. سؤال پرسیدن، اگر با مسئولیت همراه باشد، ارزشمند است. فقط یادت باشد بعد از هر انتخاب، مسئولیت نتیجه‌اش هم با خود توست.
امروز دیگر تنها مرجع یادگیری خانواده نیست. اگر پدر یا مادرت چیزی به تو بگویند، احتمال زیادی دارد همان لحظه از هوش مصنوعی یا اینترنت هم درباره‌اش سؤال کنی. این واقعیت دنیای امروز است و نمی‌شود آن را نادیده گرفت. به همین دلیل فکر می‌کنم خانواده‌ها نباید با تکنولوژی بجنگند، باید یاد بگیرند چطور از آن درست استفاده کنند. هوش مصنوعی دشمن تو نیست. مسئله این است که آیا از آن برای رشد استفاده می‌کنی یا فقط برای اینکه زحمت فکر کردن را کمتر کنی. بارها دیده‌ام دانش‌آموز یا دانشجویی به کمک هوش مصنوعی می‌خواهد تکلیفش را بنویسد یا جواب امتحانش را پیدا کند. شاید همان روز نمره بهتری بگیرد، اما در واقع دارد بزرگ‌ترین فرصت خودش را از دست می‌دهد: فرصت یاد گرفتن.
این نگاه را بیشتر از هر جا در خانه خودم تجربه کرده‌ام. داشتن یک فرزند نوجوان باعث شده هر روز بیشتر بفهمم که نسل جدید را نمی‌شود با نسخه‌ای که برای ما نوشته شده بود، تربیت کرد. دنیا آن‌قدر تغییر کرده که اگر بخواهم او را دقیقاً شبیه خودم بزرگ کنم، در حقش ظلم کرده‌ام. من یاد گرفته‌ام وظیفه پدر این نیست که آینده فرزندش را از قبل طراحی کند. وظیفه‌اش این است که کمکش کند خودش مسیرش را پیدا کند. شاید به همین دلیل اگر روزی تصمیم بگیرد راهی کاملاً متفاوت از مسیر من انتخاب کند، به جای اینکه مانعش شوم، تلاش می‌کنم کمکش کنم در همان مسیر بهترین نسخه خودش باشد.
این نگاه از تجربه شخصی خودم آمده است. سال‌ها پیش، در اوج جوانی، در شرکت خانوادگی‌مان کار می‌کردم. جایگاه خوبی داشتم و بهترین حقوق مجموعه را می‌گرفتم. اما بر سر اختلافی تصمیم گرفتم استعفا بدهم. برای نسل ما، استعفا دادن از مجموعه پدر تصمیم کوچکی نبود. از موقعیت مدیریتی بیرون آمدم و در یک شرکت دیگر، از پایین‌ترین سطح شروع کردم. آن روزها شاید سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام بود، اما همان تجربه به من یاد داد هیچ‌کس حق ندارد آینده دیگری را از قبل تعیین کند. اگر آن انتخاب را از من گرفته بودند، شاید امروز خیلی از چیزهایی را که یاد گرفته‌ام، هرگز تجربه نمی‌کردم.
اگر بخواهم بگویم روی چه چیزی بیشتر از همه برای فرزندم تأکید دارم، جوابم ساده است. نه از او رتبه اول می‌خواهم، نه مدرکی خاص و نه شغلی مشخص. فقط دوست دارم آدم خوبی باشد. آداب معاشرت داشته باشد، منصف باشد، مسئولیت تصمیم‌هایش را بپذیرد و در کنار همه این‌ها یک زبان دیگر هم یاد بگیرد. زبان فقط وسیله حرف زدن با مردم دنیا نیست؛ زبان، کلید دروازه ورود به علم است. در دنیایی که با سرعت در حال تغییر است، کسی جلوتر خواهد بود که بتواند سریع‌تر یاد بگیرد و منابع بیشتری را بفهمد.
من اما بزرگ‌ترین چالشی که امروز می‌بینم، خود نسل جدید نیست، نگاه ما به نسل جدید است. خیلی از پدر و مادرها بهترین امکانات را برای فرزندشان فراهم می‌کنند، اما یادشان می‌رود امکانات بدون آموزش، گاهی بیشتر به جای کمک کننده، آسیب زننده است. فرق بزرگی بین کنترل کردن و آموزش دادن وجود دارد. وقتی فقط کنترل می‌کنی، آزادی را می‌گیری، اما وقتی آموزش می‌دهی، قدرت انتخاب می‌سازی. نسل جدید بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دسترسی دارد. مسئله این نیست که اطلاعات دارد یا نه. مسئله این است که بلد باشد از آن درست استفاده کند.
با تمام این اوصاف بهتر است کمی انصاف هم داشته باشیم. نسل شما فرصت‌هایی دارد که نسل ما حتی تصورش را هم نمی‌کرد. اگر من برای پیدا کردن یک مقاله علمی‌باید روزها وقت می‌گذاشتم، تو امروز در چند دقیقه به آن دسترسی داری. اگر ما برای یاد گرفتن یک مهارت باید ماه‌ها کلاس می‌رفتیم، تو امروز می‌توانی از بهترین استادهای دنیا آموزش ببینی. علم هیچ‌وقت این‌قدر به انسان نزدیک نبوده است. این فرصت بزرگی است، فقط باید قدرش را بدانی.
در نسل شما ویژگی‌هایی هم می‌بینم که دوستشان دارم. صریح‌تر هستید، شفاف‌تر حرف می‌زنید و کمتر از نسل ما نقش بازی می‌کنید. دوست دارید خودتان باشید و این، اگر با احترام و مسئولیت همراه شود، یک نقطه قوت بزرگ است. فقط فراموش نکن که متفاوت بودن، به معنای نادیده گرفتن دیگران نیست. استقلال وقتی ارزش دارد که در کنار آن، احترام هم وجود داشته باشد.
اگر امروز دوباره هجده ساله بودم، بیشتر از هر چیز روی ساختن شخصیت خودم سرمایه‌گذاری می‌کردم، نه روی جمع کردن مدرک. بیشتر یاد می‌گرفتم، بیشتر سؤال می‌پرسیدم، از تکنولوژی برای رشد استفاده می‌کردم، نه برای میانبر زدن. سعی می‌کردم از شکست نترسم، مسئولیت تصمیم‌هایم را بپذیرم و هر روز نسخه بهتری از خودم بسازم.
تنها یک خواهش از تو دارم: هیچ‌وقت یاد گرفتن را متوقف نکن. دنیا هر روز تغییر می‌کند، اما آدمی‌که اهل یاد گرفتن باشد، همیشه راه خودش را پیدا می‌کند. شاید همه چیز را نتوانی کنترل کنی، اما همیشه می‌توانی روی خودت سرمایه‌گذاری کنی. در نهایت، آنچه آینده تو را می‌سازد مدرکی نیست که روی دیوار نصب کرده‌ای، بلکه مسئله‌هایی است که توانسته‌ای حل کنی، انسان‌هایی است که به تو اعتماد کرده‌اند و شخصیتی است که در طول مسیر ساخته‌ای. این‌ها سرمایه‌هایی هستند که هیچ تغییری در دنیا، ارزششان را کم نخواهد کرد.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این نامه ثبت نشده است.
نام هادی روحی
سمت نسل سوم و عضو هیات مدیره برند پشمک حاج عبدالله
تولد 1365
محل تولد تبریز

نسخه صوتی نامه

00:00
00:00 download
خرید کتاب