با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
محمد آقاشیخ موسی، محقق و پژوهشگر حوزه سبکسازی، صنعتیسازی و مقاومسازی ساختمان در برابر زلزله و آتشسوزی است. وی بنیانگذار و مدیرعامل گروه صنعتی پایدار سازه است که در زمینه تحقیق، اختراع، بهینهسازی و تولید مواد و مصالح نوین ساختمانی فعالیت میکند.
از جمله دستاوردهای او، ثبت اختراع پانل دیواری خودایستا بهعنوان جایگزینی برای دیوارهای سنتی با مقاومت در برابر زلزله و آتشسوزی است. او از فعالان حوزه نوآوری در صنعت ساختمان ایران است و در قالب قرارداد ارتباط با صنعتِ دانشگاه صنعتی شریف، در زمینه فعالیتهای علمیو پژوهشی این مجموعه همکاری دارد.
نسل پرانرژی و آیندهساز ایران، سلام...
من این نامه را برای ایستادن در کنارت مینویسم و به جای اینکه از فرمولهای موفقیت بگویم فقط بخشی از زندگیام را با تو قسمت میکنم؛ شاید میان تجربههایم چیزی را پیدا کنی که روزی در مسیر خودت به کارت بیاید.
من در خانوادهای نسبتا مرفه به دنیا آمدم، پدرم تاجر بود و زندگی آرامیداشتیم اما یک اتفاق همه چیز را تغییر داد؛ سال 1379 پدرم به شکلی تلخ ورشکست شد و تقریبا تمام دارایی خانواده از بین رفت. آن روزها 14 سال بیشتر نداشتم اما همان سن کم هم برای فهمیدن درد کافی بود. هنوز هم یادآوری آن روزها برایم سخت و اندوهگین است.
در همان ایام نوجوانی با خودم عهدی بستم: روزی آنقدر توانمند بشوم که دوباره خانوادهام را به روزهای خوب برگردانم.
آن روزها نمیدانستم مسیر چقدر سخت خواهد بود،اما میدانستم مقصدی دارم که نباید از آن چشم بردارم. در اوج دوران نوجوانی که عاشق فوتبال بودم و تازه به عضویت تیم نوجوانان پاس درآمده بودم، مجبور شدم از آن دل بکنم و به کمک پدرم بروم؛ رفتم تا چراغ دفترشان روشن بماند. اگر امروز به گذشته نگاه کنم، میبینم که بزرگترین سرمایه من پول و آشنای با نفوذ و امکانات ویژه نبود، سرمایه و انگیزه واقعی من دیدن چهره شکسته شده پدرم بعد از ورشکستگی و نگاه مظلومانه مادرم بود و هدفی جز خوشحال کردن آنها نداشتم، هدفی که هر روز مرا از خواب بیدار میکرد گاهی اشکم را در میآورد، اما هیچ وقت اجازه نمیداد از ادامه راه دست بردارم.
چند سال از زلزله سال1383 بم گذشته بود که ما به این فکر افتادیم که چطور میتوانیم دیواری داشته باشیم تا هنگام زلزله آسیب نبیند و تخریب نشود. بعد از کلی تحقیق و آزمون و خطا ما توانستیم محصولی تولید کنیم که در مقابل زلزله مقاوم باشد. شاید اگر کسی بود که میتوانستم از او در خصوص تولید، اشتغالزایی، کارآفرینی و.. مشاوره بگیرم، بیشک اتفاقات بزرگتری میتوانست برایم رقم بخورد.
در تمام آن سالها، بارها به بن بست رسیدم. برای ساخت نمونه اولیه مجبور بودیم خطوط تولید کارخانههای دیگر را فقط برای چند ساعت اجاره کنیم. هر بار محصول را به مرکز تحقیقات میفرستادیم، ایرادهای تازه میگرفتند و باید همه چیز را از نو اصلاح میکردیم و هر اصلاح یعنی هزینهای تازه؛ اما وقتی پولی باقی نمانده باشد همان اصلاح ساده تبدیل به بزرگترین مانع زندگی میشود.
روزی رسید که دیگر حتی پول ادامه مسیر را هم نداشتیم. نه سرمایهگذاری حاضر بود ریسک کند و نه وامیدر کار بود. آن روز تصمیم گرفتم خانهام را بفروشم تا رویایم زنده بماند؛ گاهی اگر خودت به رویایت ایمان نداشته باشی، هیچکس دیگری نیز نخواهد داشت.
در ادامه حتی مجبور شدم خودرو خودم و برادرم را هم بفروشم، طلا قرض بگیرم، چک بنویسم و با نگرانی هر روز دنبال راهی برای ادامه کار باشم.
خاطرم هست، یکی از شیرینترین روزهایم، روزی بود که گواهی ثبت اختراع را در دست گرفتم، احساس میکردم تمام خستگی سالها از تنم بیرون رفته است.اما به مرور فهمیدم ثبت اختراع پایان راه نبود، بلکه آغاز مسئولیت بزرگتری بود. باید کارخانهای ساخته میشد، محصول تولید میشد و اعتماد بازار به دست میآمد.
شبهایی را به یاد دارم که از استرس چکهایی که داشتم و طلاهایی که قرض گرفته بودم و حالا چندین برابر شده بودند و من مجبور بودم آنها را به قیمت روز برگردانم، تا صبح بیدار میماندم و قدم میزدم. من هر لحظه صدای خرد شدن استخوانهای بدنم را زیر فشار و استرس میشنیدم.
اگر امروز از من بپرسی مهمترین درس این سالها چه بوده است، خواهم گفت که موفقیت بیشتر از آنکه به استعداد وابسته باشد، به تابآوری وابسته است. خیلیها باهوشتر از من بودند، اما زودتر خسته شدند؛ خیلیها امکانات بیشتری داشتند اما زودتر تسلیم شدند. گاهی تنها تفاوت میان موفق شدن و نشدن فقط چند قدم بیشتر ادامه دادن است.
یادتان باشد آب در دمای 99 درجه فقط داغ است، اما در 100 درجه به جوش میآید و بخار آن قطار را به حرکت در میآورد. خیلیها در دمای 99 درجه خسته میشوند و ادامه نمیدهند در صورتی که فقط یک قدم تا موفقیت فاصله داشتهاند.
موفقیت هیچ راز و رمزی ندارد جز تلاش و استمرار همراه با نیت خیر...
مهمترین رکن هرکاری، تعیین هدف است. هدفت را جوری انتخاب کن که تو را به وجد بیاورد. اگر هدف تو را با اشتیاق از خواب بیدار نمیکند، آن هدف به اندازه کافی بزرگ نیست.
در تمام این سالها یک نعمت بزرگ کنارم بود، خانوادهام. پدری که با وجود تمام سختیهاهمیشه مثل کوه پشتم ایستاد؛ برادری که همیشه پشتوانهام بود و به من دلگرمی داد و حمایتم میکرد، همسری که در سختترین روزها کنارم ایستاد و خم به ابرو نیاورد و خواهرانی از جنس طلا که همیشه مشوق و باعث دلگرمیمن بودند و مادری که میدانم از آسمان برای من همواره دعا میکند.
بعدها فهمیدم هیچ موفقیتی، از آنِ یک نفر نیست، بلکه حاصل همراهی کسانی است که در روزهای سخت کنار تو میمانند.
دوست دارم چیزی را صادقانه به تو بگویم:
منتظر نباش کسی بیاید و مسیر زندگی را برایت هموار کند؛ اگر کمک آمد شکرگزار باش، اما اگر نیامد حرکتت را متوقف نکن. بسیاری از مهمترین تصمیمات زندگی را باید زمانی بگیری که هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.
از اشتباه کردن نترس، من هزینههای سنگینی بابت بعضی اشتباهها پرداختهام؛ گاهی بخاطر نا آگاهی، گاهی بخاطر اعتماد بیجا و گاهی بخاطر تصمیمات عجولانه. اما اگر آن اشتباهها نبود، تجربه امروز هم وجود نداشت. همیشه سعی کن با افراد بزرگ نشست و برخواست داشته باشی و مشورت کنی. با کسی مشورت کن که خودش آن مسیر را رفته باشد وگرنه درکی از سختیهای مسیر ندارد که بخواهد به تو انتقال دهد.
شکرگزاری را هرگز فراموش نکن زیرا که عزت و ذلت دست خداوند بزرگ است.
در تمام این سالها، دو آیه قرآن همیشه مایه دلگرمی من بوده است؛ خداوند فرموده (ان مع العصر الیسرا) بیتردید بعد از هر سختی، آسانی است و (ان الله مع الصابرین) خدا با صابران است. این دو جمله برای من فقط آیه نبودند، تجربهای بودند که بارها در زندگی لمسشان کردم. خداوند در مسیر موفقیت، افرادی را سر راه شما قرار میدهد که شمارا به اوج میرسانند.
امروز به لطف خدا ، مجموعهای را مدیریت میکنیم که حاصل سالها تلاش و تحقیق است.
محصولات ما به کشورهای دیگر صادر میشود و صدها خانواده از این مسیر روزی حلال به دست میآورند.
چیزی که بیش از همه مرا خوشحال میکند، داشتن کارخانه و حتی ثبت اختراع نیست؛ بلکه این است که میبینم حاصل آن سالهای سخت، امروز سفرهای را برای انسانهای دیگر هم گسترده است.
شاید، روزی تو هم به نقطهای برسی که دیگران موفقیتت را تحسین کنند. اگر آن روز رسید، یادت باشد موفقیت حاصل خوش شانسی نیست؛ بلکه حاصل تلاشی است که سالها در سکوت و در زمانی که هیچ کس به آن باورش نداشت، از آن دست برنداشتی.
امیدوارم روزی برسد که تو این نامه را به نسل بعد از خودت بنویسی؛ نه از روی کتابها، بلکه از روی زندگیای که با شجاعت و جسارت ساختهای.