با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
نادر رفتاری، کارآفرین و مدیر برند ماندگار "چلوکباب رفتاری"، از نسل مدیرانی است که با حفظ اصالت یک برند خانوادگی بیش از یک قرن قدمت، آن را با رویکردی نوین توسعه دادهاند. او با تکیه بر کیفیت، مشتریمداری و نوآوری، نقش مهمیدر تداوم جایگاه مجموعه رستورانهای رفتاری بهعنوان یکی از شناختهشدهترین برندهای رستورانداری ایران داشته است. نادر رفتاری همچنین در حوزه توسعه کسبوکار و سرمایهگذاری نیز فعالیت دارد و تجربیات مدیریتی خود را در زمینه برندینگ، رهبری و کارآفرینی در سخنرانیها و نشستهای تخصصی با علاقهمندان به اشتراک میگذارد.
فرزندان من در نسلهای آینده، سلام ...
این نامه را از دل 116 سال تجربه برای شما مینویسم. از دل مسیری که نه یک خط مستقیم بوده و نه یک موفقیت پیوسته. این مسیر برای من بیشتر شبیه یک رودخانه بوده است؛ پر از پیچ، پر از سنگ، پر از تغییر و من در تمام این سالها، فقط یک چیز را بهطور واقعی دیدهام: نسلها عوض میشوند، اما مسئلههایشان از یک جنس میماند.
اگر هر بیست سال را یک نسل بدانیم، من شش نسل را تجربه کردهام. شش بار تغییر در لباس، در زبان، در رفتار، در احترام و در کار کردن. اما در میان همه این تغییرها، امروز روبهروی شما ایستادهام؛ نسلی که دربارهاش بسیار حرف زدهاند، اما کمتر کسی جرئت کرده واقعاً خودش را در آینه حضور شما ببیند.
نسل آینده عزیز،
از همین ابتدا میخواهم یک چیز را روشن کنم. چیزی که شاید مهمترین جمله این نامه باشد:
اگر ما در شما مشکلی میبینیم، مشکل شما نیستید؛ مشکل ماییم.
این جمله را نه از سر تعارف میگویم و نه از سر احساسات. از تجربه میگویم. چیزهایی که در این سالها دیدهام و این واقعیت که هیچ نسلی در خلأ ساخته نمیشود، هیچ رفتاری ناگهانی به وجود نمیآید و هیچ فاصلهای یکطرفه نیست.
شما محصول نسل ما هستید؛ نه به معنای مالکیت، بلکه به معنای اثر. شما در خانههایی رشد کردهاید که ما ساختهایم، در اضطرابهایی بزرگ شدهاید که ما منتقل کردهایم و در امیدهایی زندگی کردهاید که ما گاهی گفتیم و خودمان هم باورشان نداشتیم.
اگر امروز نخواهیم از شما گلایه کنیم، قبل از آن باید از خودمان بپرسیم: ما چه چیزی را درست ساختیم که حالا انتظار داریم نتیجهاش بینقص باشد؟
ما گاهی برای راحتی خودمان، تربیت را به مدرسه، به جامعه، به تکنولوژی و حتی به زمان واگذار کردیم و بعد، وقتی شما همانطور رشد کردید که ما اجازه داده بودیم، تعجب کردیم.
تکنولوژی هم متهم نیست. همان موبایلی که در دست شماست، در دست ما هم هست. تفاوت این نیست که شما بیش از حد درگیر تکنولوژی هستید؛ بلکه در این است که شما در آن متولد شدهاید اما ما به آن اضافه شدهایم. شما در آن نفس کشیدهاید و ما بعداً یاد گرفتهایم نفس بکشیم. اما حقیقت ماجرا عمیقتر از این حرفهاست.
شما فقط محصول تربیت ما نیستید؛ محصول ترسهای ما هم هستید.
ترس از آینده، ترس از شکست، ترس از کمبود، ترس از دیده نشدن. ما نسلی بودیم که زیاد ترسید و کم گفت و شما نسلی هستید که کمتر میترسد و بیشتر نشان میدهد و همین تفاوت، فاصله ما را ساخته است.
من شما را در کار، در رستوران، در کافه، در زندگی روزمره دیدهام. شما سریع یاد میگیرید، سریع تصمیم میگیرید، سریع رشد میکنید، سریع انتخاب میکنید و به سرعت میگذرید. بعضیها این را بیثباتی میبینند. اما من این را «سرعتِ پردازش» میبینم.
شما کمتر به حرفهای آماده اعتماد میکنید. کمتر به وعدههای کلی دل میبندید. کمتر چیزی را فقط به خاطر اینکه «همیشه اینطور بوده» میپذیرید. این نه ضعف است و نه عصیان؛ این نتیجه تجربهای است که شما حتی قبل از رسیدن به بلوغ، از رفتار ما آموختهاید.
اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بپذیریم که شما را با تناقض بزرگ کرده ایم.
از یک طرف گفتیم اعتماد کنید، از طرف دیگر دیدید اعتماد همیشه جواب نمیدهد. از یک طرف گفتیم صبور باشید، از طرف دیگر دیدید صبوری همیشه نتیجه نمیدهد. از یک طرف گفتیم احترام مهم است، از طرف دیگر دیدید احترام همیشه متقابل نیست و شما، با ذهنی که امروز دارید، طبیعی است که چیزی را به راحتی نمیپذیرید.
مسئله نسل آینده نیست. مسئله ما هستیم.
ما نسلی هستیم که بیشتر گفتیم و کمتر عمل کردیم. بیشتر نصیحت کردیم و کمتر همراهی کردیم. بیشتر خواستیم اصلاح کنیم و کمتر خواستیم بفهمیم. و حالا، نتیجه این شکاف را در رفتار شما میبینیم و اسمش را میگذاریم، مشکل نسل جدید. در حالی که اگر صادق باشیم، این آینه ماست، نه تصویر شما.
در کسبوکار خودم، من با شما زندگی میکنم. میبینم که اگر به شما اعتماد شود، اگر فرصت واقعی داده شود، اگر با زبان خودتان با شما صحبت شود، در بسیاری از موارد بهتر از ما هستید. شما تحلیل میکنید، مقایسه میکنید، تصمیم میگیرید و اجرا میکنید. درست و بی نقص. حتی سریعتر از نسل ما.
اما تفاوت اصلی در «نوع نگاه ما»ست.
ما هنوز گاهی فکر میکنیم تجربه یعنی حق داشته باشیم به جای دیگران تصمیم بگیریم. در حالی که اگر تجربه منتقل نشود، قطعا به غرور تبدیل خواهد شد.
ما فکر میکنیم اگر نسل بعد اشتباه کند، دنیا خراب میشود. در حالی که ما خودمان با اشتباهاتمان ساخته شدیم.
ما فراموش کردهایم که هیچ بلوغی بدون خطا به وجود نمیآید.
شما اشتباه میکنید، چون در حال حرکت در راه زندگی هستید. نه در حال اجرا کردن نسخههای آماده ما و ما اگر به جای قضاوت، کنار شما مینشستیم، شاید امروز فاصله اینقدر عمیق نبود.
در نهایت باید این را بگویم که اگر امروز نسلی هست که باید پاسخ بدهد، آن نسل شما نیستید؛ما هستیم.
شما نتیجهاید، نه علت و تا وقتی این جمله را نفهمیم، هیچ گفتوگویی بین نسلها واقعی نخواهد شد.
من باور دارم هیچ نسلی قرار نیست نسل قبل را شکست دهد یا جایگزین کند. نسلها قرار است همدیگر را کامل کنند. اما این اتفاق فقط زمانی میافتد که ما به جای اینکه تقصیر را به آینده منتقل کنیم با مسئولیت، سهم خودمان را بپذیریم.
نسل آینده عزیز، من از شما نمیخواهم شبیه ما باشید. من حتی نمیخواهم شما را اصلاح کنم. من فقط میخواهم شما را، همانطور که هستید قبول کنم و از خودمان هم میخواهم بالاخره یک چیز را بپذیریم:
اگر چیزی در نسل جدید ما را آزار میدهد، قبل از هر قضاوتی باید به خودمان نگاه کنیم. چون آنها ادامه ما هستند، نه نقطه مقابل ما و اگر قرار است آیندهای ساخته شود، از همین نقطه شروع میشود؛ از پذیرش اینکه هیچ نسلی مقصر مطلق نیست، اما هر نسلی مسئول سهم خودش هست.
و من، امروز، بعد از 116 سال ایستادن در دل این مسیر، به یک حقیقت ساده رسیدهام:
و در کلام آخر عشق و عشق و عشق. عشق، تنها زبانی است که هیچ نسلی آن را اشتباه ترجمه نمیکند. اگر به همه چیز عشق بورزید همه چیز درست خواهد بود.