با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
فرزاد نیکنام فر، با بیش از ۳۸ سال سابقه فعالیت در صنعت برق و حدود ۲۰ سال تجربه در حوزه تولید، از مدیران باسابقه صنعت سیم و کابل کشور است. او دارای مدرک کارشناسی مدیریت و سابقه مدیریت عامل و ریاست هیئتمدیره در مجموعه توسعه آروین الکتریک پارس و شرکتهای زیرمجموعه است. عضو انجمن سیم و کابل، سندیکای برق و صنف الکتریک بوده و با ثبت اختراع، راهاندازی نخستین شرکت دانشبنیان صنعت سیم و کابل کشور، دریافت تندیس طلایی حقوق مصرفکنندگان و کسب عناوین واحد نمونه صنعتی و استاندارد، کارنامهای برجسته در این صنعت دارد.
دوست عزیزم، سلام...
شما در دنیایی بزرگ شدهاید که با دنیای نسل ما فرق دارد. اینترنت، شبکههای اجتماعی و امروز هوش مصنوعی، بخشی از زندگی شماست. چیزهایی که برای ما بهتدریج وارد زندگی شدند، برای شما از ابتدا وجود داشتهاند. طبیعی است که نگاهتان، سرعت یادگیریتان، شیوه کار کردنتان و حتی انتظارتان از زندگی با ما متفاوت باشد. نه شما بهتر از ما هستید و نه بدتر؛ فقط متفاوتید.
شما فرصتهایی دارید که نسل ما نداشت؛ دسترسی گسترده به دانش، فناوری و امکان ارتباط با جهان. اما همین دنیا میتواند شما را به نتیجه فوری عادت دهد و تحملتان را برای مسیرهای طولانی کمتر کند. شاید یکی از مهمترین چیزهایی هم که باید یاد بگیرید همین باشد: همهچیز قرار نیست سریع اتفاق بیفتد. امروز میتوانید جواب یک سؤال را در چند ثانیه پیدا کنید یا با کمک هوش مصنوعی کاری را انجام دهید که زمانی ساعتها وقت میگرفت. اما هیچ فناوریای نمیتواند به جای شما تجربه کند، شکست بخورد، تصمیم بگیرد و شخصیت بسازد.
اگر بخواهم درباره آینده چیزی به شما بگویم، اولین حرفم این نیست که بیشتر کار کنید یا بیشتر درس بخوانید. میگویم یاد بگیرید صاحب تصمیم زندگی خودتان باشید. شما بیش از آنکه به رئیس نیاز داشته باشید، به رهبر نیاز دارید و اولین درسی که باید یاد بگیرید، رهبری خودتان است. منتظر نباشید همیشه کسی به شما بگوید چه کار کنید. سعی کنید بفهمید چرا آن کار را انجام میدهید چون وقتی معنای یک کار را بفهمید، مسئولیتپذیرتر میشوید.
و ما هم باید یاد بگیریم به شما اعتماد کنیم. اعتماد یعنی اجازه داشته باشید اشتباه کنید، مسئولیت اشتباهتان را بپذیرید و از آن یاد بگیرید. گاهی ما آنقدر نگران آینده شما هستیم که میخواهیم همه مسیر را برایتان انتخاب کنیم. اینکه چه بخوانید، چه کاری انجام دهید و چگونه زندگی کنید. اما واقعیت این است که نمیشود به جای کس دیگری زندگی کرد. یک روز باید فرمان را دست خودتان بگیرید.
این را نه فقط صرفاً بهعنوان حرف، بلکه از روی تجربه خودم میگویم. به خاطر دارم شانزده یا هفده ساله بودم که پا به بازار کار گذاشتم. پدرم بهجای طلبش از یک تولیدکننده، مقداری جنس گرفته بود و من اصرار کردم بگذارند خودم بروم بفروشمشان. اجناس را با یکی از اقوام که یک پیکان داشت، بار زدیم و راه افتادیم سمت شمال. شهر به شهر گشتیم، به هر دری زدیم، به هر روشی اجناس را عرضه کردیم، اما انگار کسی علاقه ای به جنس ما نداشت و ما حتی یک کارتن هم نفروخته بودیم.
درست وقتی داشتیم دست خالی برمیگشتیم، یک نفر آمد و تمام جنسهای باقیمانده را یکجا خرید. همان یک فروش، هزینه راه و بنزین را جبران کرد. همراه من همانجا تصمیم گرفت این مسیر را ادامه ندهد و به شغل قبلیاش برگشت؛ شغلی که هنوز هم بعد از این همه سال در همان سطح به آن مشغول است. من اما پای تصمیمم ماندم.
نه اینکه آن روز بدانم قرار است چه اتفاقی برایم بیفتد، فقط تصمیم گرفتم آن تجربه را پایان راه ندانم. سالها بعد، شش بار در زندگی و کارم ورشکست شدم. بارها زمین خوردم و هر بار از نو شروع کردم. شاید فرق آدمها همیشه در تعداد شکستهایشان نباشد؛ گاهی در همان لحظهای است که بعد از شکست تصمیم میگیرند بمانند و دوباره تلاش کنند.
اگر آن روزهای سخت را حذف کنید، بخش بزرگی از چیزی که امروز از زندگی من میبینید هم حذف میشود. این را برای تعریف کردن از خودم نمیگویم؛ برای این میگویم که شاید گاهی فکر کنید آدمهای موفق از ابتدا میدانستند چه میخواهند و بدون شکست به موقعیت فعلی رسیدهاند. معمولاً اینطور نیست. بخش مهمیاز موفقیت، در روزهایی ساخته میشود که هیچ چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
پس اگر یک روز کاری شکست خوردید، شما فقط در یک کار شکست خورداید و این دو با هم فرق دارند.
در محیط کار، گاهی جوانهایی را میبینم که خیلی زود از یک مسیر به مسیر دیگری میروند. دنیای امروز انتخابهای زیادی پیش روی شما گذاشته، اما زیاد بودن انتخابها همیشه به معنای آسانتر شدن انتخاب نیست. اگر واقعاً به کاری علاقه دارید، به آن فرصت بدهید. قرار نیست هر چیزی که در روزهای اول سخت شد، به معنی یک انتخاب اشتباه باشد. بعضی چیزها درست همانجایی ارزش پیدا میکنند که دیگر حوصله ادامه دادن نداریم. البته ماندن به هر قیمتی هم درست نیست. اگر بعد از شناخت و تجربه فهمیدید مسیری برای شما نیست، تغییر مسیر شکست نیست. مهم این است که از روی آگاهی تغییر کنید، نه فقط از روی بیحوصلگی. و اگر هنوز نمیدانید چه میخواهید، اشکالی ندارد. قرار نیست همه آدمها در هجدهسالگی جواب تمام سوالهای زندگیشان را بدانند. تجربه کنید، یاد بگیرید و کمکم بفهمید در چه کاری میتوانید هم علاقه داشته باشید و هم رشد کنید.
فقط یک چیز را فراموش نکنید: سرعت بدون جهت، شما را به مقصد نمیرساند.
هوش مصنوعی میتواند یکی از بزرگترین فرصتهای زندگی شما باشد؛ به شرطی که از آن برای فرار از فکر کردن استفاده نکنید. از این ابزار کمک بگیرید، یاد بگیرید و کارتان را بهتر کنید، اما قضاوت، تفکر، اخلاق و مسئولیت را به آن واگذار نکنید بیشتر از آنکه نگران موفقیت باشید، نگران ساختن خودتان باشید. آدمها بیشتر از حرفهای ما، رفتار ما را به خاطر میسپارند. اگر احترام میخواهید، احترام بگذارید. اگر صداقت میخواهید، خودتان صادق باشید. اگر امید میخواهید، خودتان امید را در رفتارتان نشان دهید.
ما هم نباید تلاش کنیم که شما را به یک کپی از خودمان تبدیل کنیم. شما قرار نیست نسخه جوانتر ما باشید. قرار است راه خودتان را پیدا کنید، اشتباههای خودتان را داشته باشید و اگر درست پیش رفتید، بهتر از ما عمل کنید. نسل آینده ملک ما نیست؛ مسئولیت ماست.
اگر همه تصمیمهای شما را ما بگیریم، شاید برای مدتی خیالمان راحت شود، اما شما را برای روزی که نیستیم آماده نکردهایم. رسالت ما این نیست که شما را آنقدر وابسته به خودمان نگه داریم که بدون ما نتوانید تصمیم بگیرید. رسالت ما این است که آنقدر توانمندتان کنیم که یک روز بتوانید بدون ما درست انتخاب کنید.
اگر بخواهم فقط یک جمله برایتان بگذارم، همان جملهای است که سالها پیش شنیدم و هنوز با من هست:
هرگز تسلیم نشوید.
امروز ممکن است سخت باشد. فردا شاید حتی سختتر از امروز . اما اگر ادامه بدهید، پسفردا میتواند روز دیگری باشد.
موفقیت همیشه به سریعترین آدم نمیرسد. گاهیاز آن کسی است که وقتی همهچیز سخت شد، یک روز بیشتر ماند. و یک روز دیگر. و بعد یک روز دیگر.
فردای شما متعلق به ما نیست. امیدوارم وقتی نوبت ساختنش رسید، خودتان آنقدر آماده باشید که آن را بسازید.