با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
احمد صادقیان، کارآفرین و فعال باسابقه صنعت و تولید، فعالیت حرفهای خود را در سال ۱۳۵۸ با حضور در صنعت فرش آغاز کرد و در سال ۱۳۶۰ با بنیانگذاری گروه ستاره کویر یزد، مسیر خود را در توسعه صنایع نساجی و تولیدی گسترش داد. او در ادامه با راهاندازی و توسعه مجموعههایی در حوزههای نساجی و صنایع غذایی، از جمله ستاره کویر یزد، تک ماکارون، آردداران و دراژه، به یکی از چهرههای شناختهشده کارآفرینی کشور تبدیل شد. صادقیان که دانشآموخته مدیریت بازرگانی از دانشگاه کرمان است، سابقه عضویت در هیئت رئیسه و هیئت نمایندگان اتاقهای بازرگانی یزد و تهران و حضور در تشکلهای صنعتی و اقتصادی را در کارنامه دارد. فعالیتهای صادراتی و مشارکت در امور خیریه، مدرسهسازی و توسعه مراکز آموزشی و درمانی نیز بخشی از مسیر چند دهه فعالیت او بوده است.
دوست جوان من، سلام...
ما نبودیم و تقاضامان نبود، لطف او ناگفته ما میشنود.
شاید آغاز هر حرفی با شما فرزندان ایرانزمین، همین یادآوری باشد: ما بودنمان را خودمان انتخاب نکردیم، اما از لحظهای که به این دنیا آمدیم، فرصتی به دست آوردیم تا نقشی منحصربهفرد از خود بر جای بگذاریم.
این زندگی، امانتی است که برای مدتی محدود در اختیار ما قرار گرفته است. امانتی که با تار تلاش، پود عشق و همتی در شأن ایرانیان، میتوان از آن اثری زیبا و ماندگار بافت. همه ما جاینشینان خداوند بر این زمینیم و هرکدام، به اندازه توان و فرصت خود، مسئول سطری از این جهانیم.
گرچه پیش از آنکه فرزند من باشید، مخلوقات خداوند متعال و فرزندان و شهروندان ایران هستید، این نامه را با استعانت از خداوند متعال و ائمه هدی(ع) به تمام فرزندان میهنم نوشتهام. دوست دارم جوانان ایرانی نیز آن را بخوانند و هرکس فراخور برداشت خود، چیزی از آن برای زندگیاش بردارد.
عزیزانم...
نخستین امانتی که پروردگار به انسان داده، عمر است و پس از آن، اختیار و امکاناتی که به هرکدام از ما بخشیده است. از این امانتها درست و برای رضای خداوند استفاده کنید. مسئولیتهای خود را بشناسید و در قبال آنها مسئول باشید. سعی کنید همواره امانتداران خوبی برای آنچه خداوند به شما عطا کرده است باشید.
از هر لحظه زندگیتان به بهترین شکل استفاده کنید، زیرا نمیدانیم در حساب عمر ما نزد خزانه این عالم، چه مقدار موجودی باقی مانده است. آن را بیهوده خرج نکنید.
خداوند عالم، خود معلم بیان آدمی بوده است، پس شاگردان خوبی باشید و در گفتار و بیان، با دقت سخن بگویید. مهمترین وجه تمایز انسان نسبت به سایر موجودات، تفکر و اندیشه است. عقل، آدمی را اشرف مخلوقات کرده است، پس از آن بسیار استفاده کنید تا به مقام انسانیت نزدیکتر شوید.
رؤیاهای خوب و بزرگ داشته باشید و برای تحقق آنها تلاش کنید. اگر کسانی پیش از شما همان رؤیاها را داشتهاند و به مقصد نرسیدهاند، فقط به توقف آنها نگاه نکنید. از همان نقطه توقف، برای ادامه مسیر خود تجربه بگیرید. شکست دیگران میتواند چراغی برای راه شما باشد.
امید را از دست ندهید، زیرا امید آدمی را به حرکت درمیآورد. همواره عاشق باشید؛ حتی عاشق کسبوکارتان. کار سخت و طاقتفرسایی که با عشق همراه باشد، عین لذت است. به همه انسانها، فقط به این دلیل که مخلوق خالق شما هستند، عشق بورزید. دستگیر ضعفا باشید و برای افراد فرودست، نیازمند و وابسته به خود، مانند درختی باشید که هم سایه دارد و هم ثمر.
در همان حال، عزت و کرامت انسانی که آزاده خلق شده است، ایجاب میکند برای نفع این دنیا در برابر هیچ انسانی سر فرود نیاورید و در برابر سرکشان و مغروران، همچون سرو و سپیداری بلند قامت، استوار بایستید.
دائماً در حال یادگیری باشید؛ زیرا عالم، مدرسه آموزش آدمی است. هر فردی نکتهای برای یاد دادن به ما دارد. حتی نوزادی که تازه به دنیا آمده، با لبخند و مهربانی و بیتکلفاش به ما میآموزد چگونه میتوان در دل دیگران جایگاهی رفیع ساخت.
جوانان عزیزم، همه ما سختیها و تنگناهایی را که امروز، بهخصوص شما جوانان، با آن روبهرو هستید، میبینیم و لمس میکنیم. قصد ندارم شما را که در همه جوانب با انبوهی از مسائل و چالشها محاصره شدهاید، نصیحت کنم یا در تصویرسازی آینده خوشبینی بیپایه به خرج دهم. برعکس، میخواهم بگویم شما جوانان امروز و آیندهسازان فردا را درک میکنم.
اما در همین حال، از همه شما یک سؤال دارم: چه کسی قرار است این مشکلات را حل کند، چالشهای جامعه امروز ما را رفع کند و فردای بهتری برای ما رقم بزند؟ آیا جز خود ما کسی هست که بتواند و بخواهد آینده بهتری برای ما بسازد؟
پاسخ روشن است.
پس ای جوانان برومند کشورم، دل به عشق خداوندگار بسپارید، عقل را به دانش و تعقل بیارایید، آستین همت بالا بزنید، راه صواب و صلاح را بشناسید و با تلاش و کوشش، عزمی جزم و ارادهای بیخلل داشته باشید.
شما جوانان، بزرگترین سرمایه هر کشوری هستید. ایران را خانه خود بدانید و آینده خودتان را در آن تعریف کنید. من و نسل من، وقتی به جوانان فهیم و عاقل امروز نگاه میکنیم، یقین داریم که آینده ایران میتواند از گذشتههای آن درخشانتر باشد.
اگر به بیستسالگی بازگردم
فرزندان عزیزم، به آنچه به شما گفتهام و به راهی که تا امروز به لطف خدا پیمودهام، آنقدر اطمینان دارم که اگر به بیستسالگی بازمیگشتم، باز هم با همین باورها همان راه را طی میکردم. تنها با یک تفاوت: خداوند متعال، خویشتن، مردمان و سایر مخلوقات الهی را بیشتر از آنچه در طول زندگی دوست داشتهام، دوست میداشتم. با عزم برگرفته از این عشق الهی و با شوری برآمده از شعوری بیشتر، تلاش خود را در مسئولیتپذیری افزایش میدادم و بناهای بیشتری برای ثمردهی به جامعه بنیان مینهادم؛ زیرا دنیا عرصه اثرگذاری ماست. بیش از گذشته، عبادت خداوند بینیاز از عبادت بندگان را در خدمت به خلق خدا جستوجو میکردم و با کار افزونتر خوشتر میبودم. دوست داشتن دیگران، بهخصوص شما فرزندان عزیزم و همه جوانان کشورم، را بیشتر و آشکارتر از امروز ابراز میکردم و از این علاقه، ابزار قدرتمندتری برای ساختن و سازندگی زندگی میساختم.
زندگی جز زیبایی نیست
زندگی زیباست و نباید جز زیبایی در آن دید. تمام این عالم، اثری از آثار بیانتهای معبود ماست. هرچه در آن است، زیباست، زیرا اساس این خلقت، مهر و محبت بیانتهاست:
«ما نبودیم و تقاضامان نبود؛ لطف تو ناگفته ما میشنود.»
این لطف، در آغاز همان عمر و فرصتی است که به همه ما داده شده تا نقشی منحصربهفرد از خودمان بیافرینیم و اثری زیبا بر صحیفه این دنیا به رسم یادگار برجای بگذاریم.
آنچه مینویسیم، آنچه میگوییم و آنچه از ما در کتاب این روزگاران به یادگار میماند، همه و همه کتاب زندگی ماست. کتابی که سرانجام روزی باید با دقت تمام آن را بخوانیم. چه خوب خواهد بود اگر آدمی کتاب خوبی از زندگی خود بر جای بگذارد. کتابی که هنگام خواندنش، مایه سرافرازی باشد، نه سبب شرمساری.
و کلام پایانی من
فرزندان عزیزم، جوانان غیور کشورم،
به یاد داشته باشیم که همه ما با بندبند وجودمان مسئولیم. زیرا آنکه روحش را در کالبد جان ما دمید، زیباست و زیبایی را دوست دارد. او به ما توان فعالیت بخشیده و فعالیت را دوست میدارد. او مزد نیکوکاران و نیکوکاری را تضییع نمیکند و شاهد و ناظر بندگان است. این پندها و راهنماها، این دعوت به نیکی و وعده پاداش و جزا برای اعمال ما، همه پیامهایی از سوی خالق متعال برای بهتر بودن اشرف مخلوقاتی است که به این دنیا آمدهایم.
پس زندگی را جدی بگیریم؛ نه از سر ترس، بلکه از سر امانتداری. فرصت ما محدود است، اما امکان اثرگذاریمان بیانتها. هرکدام از ما میتوانیم سطری به این کتاب اضافه کنیم؛ سطری که روزی دیگران آن را بخوانند و بدانند که ما در این دنیا فقط زندگی نکردیم، بلکه چیزی زیبا از خود بر جای گذاشتیم.