با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
علی یادگاری، کارآفرین و بنیانگذار ماشینسازی یادگاری ، با سالها تجربه در طراحی، ساخت و توسعه ماشینآلات صنایع غذایی، بهویژه در حوزه شیرینی و شکلات، نقش مؤثری در ارتقای توان تولید داخل ایفا کرده است. او با تکیه بر دانش فنی، نوآوری و بهکارگیری فناوریهای روز، همواره بر ارائه راهکارهای کارآمد، افزایش بهرهوری و بومیسازی تجهیزات صنعتی تأکید داشته و فعالیتهایش در توسعه صنعت ماشینسازی کشور و پاسخگویی به نیازهای صنایع غذایی، جایگاه ویژهای برای برند ماشینسازی یادگاری ایجاد کرده است.
سلام به تو دوست فردایم...
جهان همیشه در حال تغییر بوده است، اما احساس میکنم آنچه نسل شما تجربه میکند، بیش از آنکه یک تغییر معمولی باشد، شبیه جابهجایی زمین زیر پای انسان است. زیرا سرعت تغییر، فرصت سازگار شدن را از بسیاری از ما گرفته است. شاید به همین خاطر است که گاهی میان نسلها سوءتفاهم شکل میگیرد. هرکدام نسل دیگر را با معیارهای دنیای خودش میسنجد، در حالی که هر نسل، محصول زمانهای است که در آن رشد کرده است.
من سالهای زیادی را در دانشگاه، سازمانها و کنار مدیران و جوانان سپری کردهام. در این سالها بیش از هر چیز، یک نکته ذهنم را درگیر کرده است؛ اینکه تفاوت میان نسلها، بیشتر از آنکه تفاوت در ارزشها باشد، تفاوت در شیوه نگاه کردن به جهان است. هر نسلی ابزارهای متفاوتی در اختیار داشته و همین ابزارها، شیوه فکر کردن، یاد گرفتن و تصمیم گرفتنش را شکل دادهاند. اگر این تفاوت را نپذیریم، گفتوگو جای خودش را به قضاوت میدهد و فاصلهها هر روز بیشتر میشود.
نسل شما در جهانی متولد شده که فناوری برایش یک اتفاق تازه نیست؛ بخشی طبیعی از زندگی است. اینترنت، تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و امروز هوش مصنوعی، برای شما ابزارهایی عادی هستند. همانطور که برای نسل من، کتاب، دفتر و گفتوگوهای طولانی رودررو، ابزارهای طبیعی یادگیری بودند. هیچکدام بر دیگری برتری ندارد؛ تنها زبانشان متفاوت است. مشکل زمانی آغاز میشود که یکی بخواهد زبان دیگری را نادیده بگیرد.
گاهی میشنوم که درباره نسل شما میگویند "صبور نیست"، "تعهد ندارد" یا "زود خسته میشود". هر بار که این جملهها را میشنوم، از خودم میپرسم آیا واقعاً مسئله نسل شماست یا ما هنوز با معیارهای دیروز، رفتار امروز را تحلیل میکنیم؟ اگر انسانی در محیطی رشد کند که پاسخ بسیاری از پرسشهایش در چند ثانیه در دسترسش باشد، طبیعی است که انتظار داشته باشد بسیاری از فرایندهای دیگر هم سریعتر، شفافتر و منطقیتر باشند. این الزاماً نشانه کمحوصلگی نیست. نشانه تغییر ریتم زندگی است.
تفاوت بزرگ دیگر، نوع نگاه به کار است. نسلهای قبل، بیشتر با «حضور» شناخته میشدند. اینکه چه ساعتی وارد محل کار میشوند، چقدر پشت میز مینشینند و سالهای طولانی در یک سازمان میمانند. اما نسل شما بیشتر با «اثر» شناخته میشود.
برایتان مهم است کاری که انجام میدهید چه تغییری ایجاد میکند و چرا باید آن را انجام دهید. این تغییر نگاه، اگر درست فهمیده شود، میتواند سازمانها را متحول کند، اما اگر درک نشود، تنها به سوءبرداشت میان مدیر و همکار جوان منجر خواهد شد.
در بسیاری از سازمانها دیدهام که فاصله میان مدیران و نیروهای جوان، نه به خاطر اختلاف هدف، بلکه به دلیل تفاوت در شیوه ارتباط است. مدیران گاهی تصور میکنند تجربه، بهتنهایی برای متقاعد کردن کافی است و جوانترها گمان میکنند هر تجربهای متعلق به گذشته است و دیگر به کار امروز نمیآید. حقیقت این است که هیچکدام بدون دیگری کامل نیست. تجربه، مسیر را کوتاهتر میکند و نگاه تازه، افقهای جدید را نشان میدهد. هرگاه این دو کنار هم قرار گرفتهاند، بهترین تصمیمها شکل گرفته است.
من باور دارم مهمترین سرمایه هر سازمان، ساختمانها، تجهیزات یا فناوری آن نیست، بلکه کیفیت رابطه میان آدمهای آن است. سازمانی که در آن اعتماد وجود نداشته باشد، حتی با پیشرفتهترین ابزارها هم نمیتواند خلاق بماند. اعتماد یعنی اینکه بتوانی نظر متفاوتت را بدون ترس بیان کنی، سؤال بپرسی، اشتباه کنی و از اشتباهت یاد بگیری. این محیط است که انسانها را رشد میدهد، نه صرفاً دستورالعملها و آییننامهها.
شاید بزرگترین مسئولیت نسل من این باشد که قبل از آموزش دادن، شنیدن را یاد بگیرد. بسیاری از ما سالها تلاش کردهایم پاسخهای درست را پیدا کنیم، اما کمتر از خود پرسیدهایم که آیا هنوز سؤالها همان هستند؟ جهان عوض شده و طبیعی است که بخشی از پاسخها هم باید تغییر کنند. این تغییر، به معنای کنار گذاشتن تجربه نیست، بلکه یعنی تجربه باید در خدمت فهم امروز قرار بگیرد، نه اینکه مانع آن شود.
من هیچوقت اعتقاد نداشتهام که نسل جدید باید شبیه نسل قبل شود. اگر چنین بود، اساساً پیشرفتی رخ نمیداد. هر نسلی آمده است تا چیزی به دستاوردهای نسل پیش از خود اضافه کند. آنچه اهمیت دارد، حفظ گفتوگو میان نسلهاست؛ گفتوگویی که در آن هیچکس خود را مالک حقیقت نداند و همه آماده باشند بخشی از واقعیت را از زاویه نگاه دیگری ببینند.
اگر از من بپرسی مهمترین ویژگی یک مدیر در سالهای آینده چه خواهد بود، احتمالاً برخلاف گذشته از تخصص یا حتی هوش حرف نمیزنم. همه اینها مهماند، اما کافی نیستند. مدیری موفق خواهد بود که بتواند اعتماد بسازد؛ کسی که قبل از تصمیم گرفتن، شنیدن را بلد باشد و قبل از قضاوت کردن، دلیل رفتار آدمها را بفهمد. سازمانهای آینده بیش از آنکه با دستور اداره شوند، با اعتماد و مشارکت پیش خواهند رفت.
نسل شما بیش از هر نسل دیگری فرصت دارد که ایدههایش را به عمل تبدیل کند. فاصله میان فکر و اجرا، دیگر مانند گذشته طولانی نیست. امروز میتوان یک ایده را در زمانی کوتاه آزمود، اصلاح کرد و دوباره ساخت. این سرعت، یک فرصت بزرگ است؛ اما در کنار آن، مسئولیتی بزرگتر هم قرار دارد. هر ایدهای که سریع اجرا میشود، به همان سرعت هم میتواند اثر بگذارد. اثری که گاهی سازنده است و گاهی جبرانناپذیر. به همین دلیل، سرعت زمانی ارزشمند است که با اندیشه همراه باشد.
بارها در کلاسها و جلسات کاری دیدهام که جوانان، راهحلهایی ارائه میکنند که شاید در نگاه اول با تجربههای گذشته سازگار نباشد، اما وقتی فرصت اجرا پیدا میکنند، نتایجی به دست میآورند که حتی مدیران باتجربه را شگفتزده میکند. این تجربهها به من آموخته است که نوآوری، معمولاً از جایی آغاز میشود که کسی جرئت متفاوت فکر کردن دارد. اگر سازمانها بخواهند فقط گذشته را تکرار کنند، آینده ای ساخته نخواهد شد.
در عین حال، همیشه به دانشجویان و همکاران جوانم گفتهام که متفاوت فکر کردن، به معنای نادیده گرفتن تجربه نیست. تجربه، نقشه راهی است که بسیاری از خطاهای تکراری را از پیش نشان میدهد. کسی که تجربه را کنار بگذارد، ناچار است بسیاری از مسیرهای پیمودهشده را دوباره طی کند. هنر واقعی، پیوند زدن تجربه با نوآوری است، نه اسیر گذشته شدن و نه شیفته بیقیدوشرطِ هر چیز تازه.
یادگیری هیچوقت تمام نمیشود. دنیا آنقدر سریع تغییر میکند که هیچ مدرک و جایگاهی تضمین نمیکند همیشه بهروز بمانی. آنچه تو را ماندگار میکند، اشتیاق به یاد گرفتن است.
از اشتباه نترس. شکست اگر به یادگیری منجر شود، بخشی از مسیر رشد است، نه پایان آن.
اگر بخواهم تجربه سالهای کار و زندگیام را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم کیفیت زندگی حرفهای و شخصی ما بیش از هر چیز به کیفیت رابطههایمان وابسته است. انسانها زمانی بهترین تواناییهای خود را نشان میدهند که احساس امنیت، احترام و اعتماد داشته باشن. سرمایهای که هیچ سازمان موفق، خانواده پایدار یا جامعه پیشرفتهای بدون آن شکل نمیگیرد. به همین دلیل، هرگز انتظار ندارم نسل شما شبیه نسل من باشد، زیرا تفاوت نسلها لازمه پیشرفت است. تنها آرزویم این است که در کنار شور تغییر، هنر گفتوگو را حفظ کنید و به یاد داشته باشید که هیچ نسلی مالک همه حقیقت نیست. آینده زمانی ساخته میشود که ترکیب تجربه و نگاه تازه، با وجود تفاوت، در کنار هم برای هدفی مشترک قرار بگیرند.
اگر بخواهم این نامه را در یک جمله تمام کنم، میگویم: اجازه نده سرعت، جای خرد و اندیشه را و فناوری، جای انسان را بگیرد. دانستن مهم است، اما فهمیدن مهمتر؛ موفق شدن ارزشمند است، اما مفید بودن ماندگارتر.