محمدرضا گلکاری حق

محمدرضا گلکاری حق

بنیان گذار گلدیس کاشی
cake ۱۳۳۰ location_on تبریز

محمدرضا گلکاری‌حق، کارآفرین و بنیان‌گذار « گلدیس کاشی » و از چهره‌های برجسته صنعت کاشی و سرامیک ایران است. مسیر حرفه‌ای او از تجارت و شناخت بازار آغاز شد و با مشارکت در تولید و توسعه مجموعه‌هایی همچون کاشی کویر، سامان کاشی، کاشی زرین خراسان و «چینی بهداشتی مروارید» ادامه یافت. تجربه‌ای که نگاه او را به تولید و توسعه صنعت شکل داد. وی با فعالیت در حوزه توزیع لوازم بهداشتی ساختمان و ساخت‌وساز، تجربه ارزشمندی کسب کرد و سرانجام با تأسیس گلدیس، از تجارت به تولید روی آورد. گلدیس با هدف تولید محصول ایرانی، باکیفیت و شایسته بازار جهانی شکل گرفت و با تولید نخستین پرسلان ایران، به یکی از نقاط عطف کارنامه او تبدیل شد.

این بار در را ما باز کنیم...

دوست جوانم، سلام...

من نسل شما را گروه سنی سیزده تا بیست ‌و هفت سال می‌دانم؛ نسلی سرکش، جسور، غیرمطیع، کنجکاو، مطالبه‌گر و ریسک‌پذیر. نسلی که با سرعتی در حال تغییر است که گاهی ما حتی فرصت فهمیدنش را نداریم، چه برسد به همراه شدن با آن.
خاطرم هست که من وقتی به سن شما بودم، دنیا شکل دیگری داشت. انتخاب‌هایمان محدودتر بود، اطلاعاتمان کمتر بود و برای رسیدن به بسیاری از چیزهایی که امروز در چند دقیقه در دسترس شماست، باید ماه‌ها و گاهی سال‌ها منتظر می‌ماندیم. اما در عوض، شاید یک چیز بیشتر داشتیم و آن فرصتِ صبر کردن بود. فرصت اینکه چیزی را آرام ‌آرام یاد بگیریم، اشتباه کنیم، دوباره شروع کنیم و مسیرمان را بدون اینکه هر لحظه خودمان را با دیگران مقایسه کنیم، ادامه بدهیم.
امروز شما در دنیایی زندگی می‌کنید که تقریباً همه‌چیز با سرعت اتفاق می‌افتد. موفقیت دیگر فقط نتیجه سال‌ها کار کردن نیست. گاهی یک ایده، یک تصمیم یا حتی یک اتفاق می‌تواند مسیر زندگی یک نفر را تغییر دهد. اما همین سرعت، یک خطر هم دارد؛ اینکه تصور کنیم اگر چیزی خیلی زود اتفاق نیفتاد، پس ارزش ادامه دادن ندارد. در حالی که بسیاری از چیزهای باارزش زندگی، هنوز هم همان قانون قدیمی‌را دارند. برای ساخته شدن به زمان، صبر، تجربه و تکرار نیاز هست.
من در نسل خودم آدم‌های زیادی را دیدم که دیر شروع کردند، دیر شناخته شدند و حتی سال‌ها کسی موفقیتشان را ندید، اما وقتی به نتیجه رسیدند، چیزی ساخته بودند که ماندگار بود. شاید تفاوت اصلی این باشد که ما کمتر از شما فرصت مقایسه داشتیم و شما کمتر از ما فرصت بی‌خبر ماندن. هر دو نسل، هم نقاط ضعف و هم مزیت‌هایی داریم. مسئله این نیست که کدام نسل بهتر بوده، مسئله مهم این است که هر نسل چه چیزی می‌تواند از دیگری یاد بگیرد.
راستش را بخواهید، اگر امروز دوباره حق انتخاب داشتم، دوست نداشتم به‌جای شما به دنیا بیایم. من به آنچه گذراندم و آنچه ساختم افتخار می‌کنم و آرزوهای نسل جدید را در وجود بچه‌ها و نوه‌هایم دنبال می‌کنم. اما اگر در همین دوره به دنیا می‌آمدم، مطمئن نیستم همان آدمی‌می‌شدم که امروز هستم. شاید در این فضای پر از فشار، تخریب و فساد، من هم رفتارهایی از خودم نشان می‌دادم که امروز در دیگران نمی‌پسندم.
اولین بار که فاصله نسل‌ها را واقعاً حس کردم، وقتی بود که نوه‌هایم به دنیا آمدند. تا آن زمان بچه‌های خودم را نسل میانه می‌دانستم. اما وقتی رفتارشان را با فرزندان خودشان دیدم، فهمیدم چقدر بایدها و نبایدها، شیوه تربیت و نگاه به زندگی تغییر کرده است.
اما من چالشی هم با شما دارم و آن اغلب نادیده گرفتن تجربه نسل‌های قبل است. شما پیش از آنکه بشناسید، از گذشته کمتر می‌خوانید و بیشتر به اطلاعات لحظه‌ای تکیه می‌کنید. شما اصرار دارید خودتان تجربه کنید و البته این ویژگی، اگر درست هدایت شود، نقطه قوت بزرگی می‌تواند باشد؛ اما گاهی باعث می‌شود هرچه از گذشته آمده، از ابتدا غلط فرض شود.
از طرف دیگر، ما هم نباید انتظار داشته باشیم شما شبیه ما باشید. بسیاری از چیزهایی که امروز به آن‌ها ایراد می‌گیریم، محصول زمان و شرایطی بود که خودمان در آن زندگی کردیم. ما دیکته را غلط ننوشته‌ایم؛ ما انشای نوشته‌شده را بازخوانی کرده‌ایم.
شما در آن دوره نبودید. ندیدید جوانان با چه آرمان‌هایی زندگی می‌کرند، عدالت را چگونه می‌فهمید و چه آینده‌ای را تصور می‌کرد. عملکرد ما هم محصول همان شرایط بود. شاید اگر شما هم جای ما بودید، بخشی از همان تصمیم‌ها را می‌گرفتید. البته این به معنای درست بودن همه کارهای ما نیست. اتفاقاً نسل شما حق دارد گذشته را دوباره بررسی کند. فقط دوست دارم قبل از قضاوت، آن را کمی بیشتر بشناسید.
راستی، شما همچنین بخشی از مسیری را که ما طی کردیم را ندیده‌اید. زمانی رسیدن از شاگردی به استادی، سال‌ها زمان می‌برد. امروز در شبکه‌های اجتماعی ممکن است کسی را ببینید که انگار یک شبه به همه‌چیز رسیده است. اما پشت بسیاری از این تصویرها، سال‌ها شاگردی، شکست و تلاش گمنام وجود دارد که در قاب دیده نمی‌شود.
با این همه، اگر بخواهم یک ویژگی از نسل شما را با خودم به گذشته ببرم، همان پرسشگری و مطالبه‌گری شماست. اینکه هر چیزی را فقط به دلیل اینکه نسل قبل گفته، قبول نمی‌کنید. این ویژگی می‌تواند بسیاری از باورهای کهنه را کنار بزند.
اما در مقابل، از هم‌نسلان خودم هم یک خواهش دارم: به‌جای اینکه مدام تفاوت‌های شما را ببینیم، دنبال نقاط مشترک بگردیم. وقت بگذاریم، با شما حرف بزنیم، ویژگی‌های مثبتتان را ببینیم و همان‌ها را تقویت کنیم. من در این زمینه ضعف خودم را هم می‌پذیرم. ده سال پیش، وقتی نزدیک به سیصد و پنجاه نفر پرسنل داشتیم، دست‌کم سیصد نفرشان را با نام می‌شناختم و با حدود صد نفرشان رفت‌وآمد و گفت‌وگو داشتم. می‌دانستم در زندگی‌ آن‌ها چه می‌گذرد و دغدغه‌شان چیست. امروز که مسئولیت‌ها را به مدیران سپرده‌ام، شاید با بیست، سی نفر از کل مجموعه ارتباط مستقیم داشته باشم و بقیه فقط اسمی‌روی فهرست حقوق‌اند.
همین اتفاق در خانواده هم افتاده است. چهار، پنج نوه از نسل شما دارم، اما ارتباط واقعی‌مان گاهی به یکی، دو سلام و احوالپرسی در سال رسیده است. نه دعوایی داریم، نه کدورتی؛ فقط انگار در دو مسیر موازی زندگی می‌کنیم که به‌ندرت به هم می‌رسند. پس اگر قرار باشد یک قانون برای رابطه میان نسل‌ها بگذارم، می‌گویم: درِ رابطه را ما باید باز کنیم، نه شما.
صبر، تحمل و حوصله کردن، وظیفه نسل اول است. نباید منتظر بمانیم شما بیایید و فاصله را کم کنید.
اگر روزی بخواهید درباره نسل ما قضاوت کنید، دوست دارم بگویید ما راست‌گوتر بودیم؛ با مرام و مروت، معتبر، وفادار، شکیبا و خانواده‌محور بودیم. تعهد و شرافت برایمان به‌اندازه یک تار سبیل ارزش داشت.
اما از ما همه‌چیز را به ارث نبرید. از آنچه داشتیم، بخش باارزش و به‌دردبخوردش را در جعبه‌ای فاخر نگه دارید و خرافاتمان را دور بریزید.
اگر امروز دوباره هجده ساله بودم، وقت بیشتری با پدر و مادرم می‌گذراندم. کمتر برای فردا زندگی می‌کردم و بیشتر در امروز حضور داشتم. به خانواده، دوستان و آدم‌های اطرافم بیشتر محبت می‌کردم و بیشتر برایشان وقت می‌گذاشتم.
نسل‌ها قرار نیست همدیگر را کپی کنند. قرار نیست گذشته را مقدس بدانیم و قرار هم نیست آن را یک‌جا دور بریزیم. قرار است همدیگر را بفهمیم و اگر می‌خواهیم این اتفاق بیفتد، فکر می‌کنم قدم اول را باید ما برداریم.
این بار، در را ما باز کنیم.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این نامه ثبت نشده است.
نام محمدرضا گلکاری حق
سمت بنیان گذار گلدیس کاشی
تولد ۱۳۳۰
محل تولد تبریز

نسخه صوتی نامه

00:00
00:00 download
خرید کتاب