با عضویت، در جریان نامهها و محتوای تازه پروژه باشید.
مهدی کریمیتفرشی؛ از مدیران برجسته صنعت غذا و رئیس هیئتمدیره مجتمع صنایع غذایی و کشاورزی گلها، از چهرههای اثرگذار در توسعه و نوآوری صنعت غذایی ایران است. وی به عنوان نسل چهارم خانواده بنیانگذار گلها، مسیر توسعه و استانداردسازی این برند ایرانی را شکل داده است. او با حضور در تشکلهای تخصصی صنعت غذا و استاندارد کشور، همواره بر پیوند میان تجربه، دانش نوین و تقویت تولید ملی تأکید دارد.
سلام به شما نسل آیندهی ایران،
سالها پیش زمانی که، نخستین گامها را در مسیر پرپیچ و خم کارآفرینی برمیداشتم، تصور میکردم «تولید» تنها فرمولی از اعداد، ماشینآلات و ترازنامههای مالی است. فکر میکردم اگر بذر خوبی کاشته باشی و سخت کار کنی، میوه دادن درخت حتمیاست. اما دههها حضور در قلب تپندهی صنایع غذایی و کشاورزی گلها به من آموخت که تولید، بیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، یک «جهاد مقدس» و یک «میثاق اخلاقی» است. آموختم که کارآفرین بودن، هنر ایستادن در برابر تندبادها و تبدیل «نمیشودها» به "واقعیتهای ملموس" است.
در دنیای امروز که سرعت تغییرات، محاسبات سنتی را برهم زده و بحرانهای اقتصادی چون طوفانی ناگهانی از راه میرسند، ماندن در سنگر تولید، شجاعتی مضاعف میطلبد.
شبهایی بود که فشار نوسانات بازار و سنگینی مسئولیت سفرهی هزاران دست توانمند که به این نام گره خوردهاند، خواب را از چشمانم میربود. اما دقیقاً در همان لحظات تردید، وقتی سپیدهدم به سالنهای تولید قدم میگذاشتم و چشمان امیدوار و دستان پرتلاش همکارانم را میدیدم، درمییافتم که من حق خسته شدن ندارم.
وقتی از «اهمیت صنعت تولید» سخن میگوییم، منظورمان صرفاً آمار صادرات و نرخ رشد نیست. منظورمان آن پدری است که با عزتنفس، نان حلال حاصل از عرق جبینش را به خانه میبرد. منظورمان آن چرخی است که اگر از حرکت بایستد، نه تنها یک کارخانه، بلکه بخشی از امید یک نسل متوقف میشود.
ما در «گلها» آموختیم که در سختترین شرایط، باید راهی برای چرخاندن چرخ اقتصاد کشور پیدا کرد. چرا که هر واحد تولیدی، یک قلعهی استوار برای استقلال یک ملت است. اگر امروز ما در برابر سختیها قد خم کنیم، فردای فرزندان این سرزمین تاریک خواهد بود.
اگر امروز در نقطهای هستیم که احساس میکنیم بنبست است، اگر از ناملایمات و ناهماهنگیها دلزده شدهایم، باید لحظهای بایستیم و از خود بپرسیم:
«نقش من در تصویر آیندهی این خاک چیست؟»
یادمان باشد که ریشههای درختان تنومند، در دل سنگهای سخت، محکمتر میشوند.
در صنعت غذا، آموختیم اگر محصولی به ثمر ننشست، نباید زمین را رها کرد، بلکه باید نوع نگاه، شیوه کاشت و عمق ریشهها را تغییر داد. شکستها اشتباه نیستند، بلکه بخشی از کلاسهای درس برای کسانی که میخواهند میراثی ماندگار به جا بگذارند.
ادامه این راه برای ما یک «باید» است. باید ادامه دهیم تا سفره کارگر ایرانی پربرکت بماند، تا سفرههای مردم با محصولی باکیفیت و اصیل رنگین شوند، تا دنیا بداند که ایرانی، صنعتگر لحظههای دشوار است.
ما با تکیه بر ریشههایمان و آغوش گشودن به روی دانش نوین، ثابت کردیم که میتوان میان «اصالت» و «مدرنیته» پلی ساخت که هیچ بحرانی توان تخریب آن را نداشته باشد.
و امروز مسئولیت ما سنگینتر از هر زمان دیگری است. در این شرایط خاص اقتصادی، هر کالایی که از خط تولید خارج میشود، پیامیاز ایستادگی به جامعه مخابره میکند. ما متعهدیم که اجازه ندهیم گرد رکود بر چهرهی صنعت بنشیند. ما متعهدیم که نه تنها نانرسان، بلکه امیدبخش خانههایی باشیم که نبضشان با نبض کارخانههای ما میتپد.
اما در تمام این سالها، بیش از هر چیز دیگری یک حقیقت برای من روشن شد؛ اینکه سرمایه واقعی یک مجموعه، نه فقط ساختمانها، دستگاهها و خطوط تولید، بلکه انسانهایی هستند که با عشق، تعهد و باور در کنار آن ایستادهاند.
هیچ کارخانهای بدون نیروی انسانی اش معنا ندارد. هیچ برندی بدون اعتماد مردم ماندگار نمیشود و هیچ تولیدی بدون احترام به زنجیرهای که از کشاورز تا مصرفکننده ادامه دارد، نمیتواند ریشهای عمیق در جامعه پیدا کند.
صنعت غذا، صنعتی است که با زندگی مردم گره خورده است. محصولی که از یک کارخانه خارج میشود، فقط یک کالا نیست؛ بخشی از خاطرات، سفرهها و لحظات زندگی خانوادههاست. به همین دلیل، مسئولیت ما در این صنعت تنها تولید بیشتر نیست، بلکه تولید بهینهتر، سالمتر و شایستهتر است.
در مسیر کارآفرینی آموختم که موفقیت واقعی، فقط در روزهای آرام و شرایط مطلوب معنا پیدا نمیکند. ارزش یک مجموعه زمانی مشخص میشود که در روزهای سخت، زمانی که بسیاری از مسیر خارج میشوند، همچنان توان ایستادن داشته باشد.
شما امروز نسل جدید کارآفرینان و مدیران، فرصت بزرگی پیش روی خود دارید.شما میتوانید از تجربه نسلهای گذشته بیاموزید و در کنار آن، با دانش، فناوری و نگاه تازه خود، مسیرهای جدیدی را خلق کنید.
آینده صنعت ایران نه با تکرار گذشته، بلکه با ترکیب خرد تجربهشده و جسارت اندیشههای نو ساخته خواهد شد.
به باور من هیچ کشوری بدون تولید قدرتمند نمیتواند آیندهای پایدار بسازد. تولید، ستون اعتمادبهنفس ملی است. هر کارگاهی که فعال میماند، هر کشاورزی که محصولش را به ثمر میرساند و هر کارگری که با امید به محل کار خود میرود، بخشی از داستان پیشرفت این سرزمین را مینویسد.
مسیر ساختن، همیشه هموار نیست، اما ارزشمندترین دستاوردها، از دل دشوارترین مسیرها متولد میشوند. اگر امروز چراغی روشن است، حاصل تلاش کسانی است که در روزهای تاریک، به جای گلایه، دست به کار شدند.
به آینده ایمان داشته باشید، یاد بگیرید، تجربه کنید و از سختیها نترسید. ایران فردا را کسانی خواهند ساخت که امروز مسئولیت خود را جدی میگیرند و باور دارند که حتی کوچکترین تلاشهای صادقانه، میتواند بخشی از یک تحول بزرگ باشد.
امیدوارم روزی که به عقب نگاه میکنیم، تنها دستآورد ما سودهای زودگذر نباشد، بلکه با افتخار بگوییم:
«من در سختترین دوران، چراغ تولید را روشن نگه داشتم و سهمیدر سبز ماندن رویای وطنم داشتم.».
مسیر کارآفرینی، مسیر یک نفره نیست. مسیر پیوند خوردن با قلب مردم است. شکوفایی، پاداش کسانی است که یاد گرفتهاند در اوج سختی، همچنان لبخند بزنند، به کیفیت وفادار بمانند و به فردای روشنتر برای ایران عزیزمان ایمان داشته باشند.
امیدوارم نسل آینده، میراث تجربههای امروز را با دانش و خلاقیت خود پیوند دهد و راهی تازه برای ساختن ایرانی آبادتر و قدرتمندتر بسازد.
آینده از آن کسانی است که در روزهای سخت، امید را انتخاب میکنند؛ کسانی که میآموزند، میسازند و چراغ راه را برای نسل آینده روشن نگه میدارند.